خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديده ، به صورت امام رضا عليه السّلام ديده است » .
5 - امام رضا عليه السّلام در نيشابور ، و حديث « سلسلة الذّهب »
شيخ صدوق ( ره ) به اسناد خود ، از اسحاق بن راهويه نقل مىكند : هنگامى كه حضرت رضا وارد « نيشابور » شد ، و خواست از آنجا به سوى مأمون ( در مرو ) روانه گردد ، جمعى از حديثدانان به محضرش شتافتند و عرض كردند : « اى پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، از نزد ما مىروى ، و حديثى به ما نمىآموزى تا از محضر شما بهرهمند گرديم ؟ » .
آن حضرت ، در اين هنگام ، در عمارى [ كجاوهء مركب ] نشسته بود ، ( پرده عمارى را كنار زد و ) سرش را بيرون آورد ، و فرمود :
« از پدرم موسى بن جعفر عليه السّلام شنيدم ، براى من حديث كرد از پدرش امام صادق عليه السّلام و او از پدرش امام باقر عليه السّلام ، و او از پدرش امام علىّ بن الحسين عليه السّلام ، و او از پدرش امام حسين عليه السّلام ، و او از پدرش امير مؤمنان على بن أبي طالب عليه السّلام و او از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : از جبرئيل شنيدم ، گفت : از خداوند متعال شنيدم ، مىفرمود :
لا إله الّا اللّه حصنى ، فمن دخل حصنى امن من عذابى
: « كلمهء لا إله الّا اللّه ( اقرار به يكتائى خدا ) دژ من است ، كسى كه داخل دژ من شود ، از عذاب من ايمنى يابد » .
وقتى كه كاروان حركت كرد ، [ و چند قدم به پيش رفت ] امام رضا عليه السّلام ما را صدا زد و فرمود :
بشرطها و انا من شروطها
: « اين ايمنى از عذاب در پرتو توحيد ، مشروط به شرطى است ، و من ( پذيرفتن امامت من ) از شروط آن است » « 1 » .
هامش
( 1 ) مورّخين مىنويسند : آنان كه در نيشابور ، اين حديث را از امام رضا عليه السّلام شنيدند ، و قلمها