ماجراى ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام از طرف مأمون
قبول مشروط ولايتعهدى
در كتاب « نور الأبصار » آمده : جماعتى از سيرهنويسان و راويان سرگذشت عصر خلفاء نقل كردهاند : وقتى كه مأمون ( هفتمين خليفهء عباسى ) تصميم گرفت تا حضرت رضا عليه السّلام را وليعهد خود كند ، فضل بن سهل ذو الرّياستين ( رئيس امور لشكرى و كشورى ) را احضار كرد ، و تصميم خود را به او خبر داده ، و به او دستور داد تا با برادرش « حسن بن سهل » مشورت كند . اين دو برادر نزد مأمون آمدند .
حسن بن سهل ، موضوع نصب حضرت رضا عليه السّلام را به ولايتعهدى ، بسيار بزرگ مىشمرد و به مأمون مىگفت : « اين موضوع باعث مىشود كه مقام خلافت از ميان خاندان شما خارج شده و به خاندان بنى هاشم منتقل گردد » .
مأمون مىگفت : « من با خدا عهد نمودهام كه هرگاه بر برادرم امين پيروز شوم ، مقام خلافت را به بهترين شخص آل ابو طالب ، منتقل نمايم ، حضرت رضا عليه السّلام بهترين فرد خاندان آل ابو طالب است ، و اين كار حتما بايد انجام شود » .
وقتى كه فضل بن سهل و برادرش حسن ، تصميم و رأى جدّى خليفه را دانستند ، سكوت نمودند ، مأمون به آنها گفت : « هم اكنون نزد حضرت رضا عليه السّلام برويد و تصميم مرا به او خبر دهيد ، و او را به قبول مقام خلافت الزام نمائيد » « 1 » .
هامش
( 1 ) مطابق متون ديگر تاريخى ، مأمون خود شخصا ، به حضرت رضا عليه السّلام اصرار مىكرد كه