تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
: « آدم ، نافرمانى پروردگارش را كرد و از رسيدن به مقصود بازماند » « 1 » امام رضا عليه السّلام پاسخ او را داد . سپس مأمون از آيهء ديگرى پرسيد ، و امام رضا عليه السّلام جوابش را داد ، و مأمون همواره سؤال مىكرد ، و امام جواب مىداد ، تا اينكه : مأمون براى نماز برخاست ، و دست محمّد بن جعفر ( پسر امام صادق عليه السّلام ) را كه در مجلس حاضر بود گرفت ، و گفت : پسر برادرت [ حضرت رضا عليه السّلام ] را چگونه ديدى ؟ محمّد بن جعفر عليه السّلام جواب داد : « او مردى عالم است ، و هرگز نديدم كه او براى كسب علم به نزد دانشمندان برود » [ يعنى علم او ، علم خداداد است ] . مأمون به او گفت : همانا برادرزاده‌ات ( حضرت رضا عليه السّلام ) از خاندان رسالت است ، كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دربارهء آنها فرمود : « آگاه باشيد همانا نيكان عترت من ، و پاك‌سرشتان اهل بيت من ، در كودكى بردبارترين مردم ، و در بزرگى دانشمندترين انسانها هستند ، به آنان چيزى نياموزيد ، زيرا آنها از شما آگاهتر هستند ، شما را از باب هدايت خارج نمىسازند ، و به باب گمراهى وارد نمىنمايند » . حضرت رضا عليه السّلام به خانهء خود بازگشت ، بامداد فرداى آن روز به حضور حضرت رضا عليه السّلام رسيدم ، و سخن مأمون و پاسخ عمويش محمد بن جعفر عليه السّلام را براى آن حضرت ، بازگو كردم . آن بزرگوار لبخندى زد و فرمود : يا بن جهم لا يغرّنّك ما سمعته منه ، فانّه سيغتالني و اللّه ينتقم لى منه : « اى پسر جهم ! سخنان مأمون تو را گول نزند ، چرا كه به زودى او مرا به طور ناگهانى و بىخبر مىكشد و خداوند انتقام مرا از او خواهد گرفت » .

مخالفت امام رضا عليه السّلام با عزل و نصب ذو الرّياستين

در كتاب الدرّ النّظيم ، از يحيى بن اكثم ( وزير مأمون ) نقل شده ، گفت : روزى در نزد مأمون بودم ، حضرت رضا عليه السّلام نيز در آنجا حاضر بود ، ناگاه فضل بن
هامش
( 1 ) طه - 121
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 343 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى