پشت بام ( زندان ) بودند ، به ربيع گفت : « اين جامه چيست كه هر روز در اينجا مىنگرم » .
ربيع مىگفت : « اين جامه نيست ، بلكه موسى بن جعفر عليه السّلام است كه هر روز از هنگام طلوع خورشيد تا ظهر در حال سجده است .
هارون گفت : اين شخص ( امام كاظم عليه السّلام ) يكى از راهبان بنى هاشم است .
ربيع مىگويد در جواب گفتم : « پس چرا او را در زندان افكنده و بر او سخت گرفتهاى ؟ » .
در پاسخ گفت :
هيهات لا بدّ من ذلك
: « هيهات كه آزاد شود ، او حتما بايد در زندان باشد ! ! » .
گزارش فضل بن ربيع ، از عبادت امام كاظم عليه السّلام در زندان
نيز شيخ صدوق ( ره ) به اسناد خود از عبد اللّه قزوينى نقل مىكند كه پدرم گفت : روزى نزد فضل بن ربيع رفتم ، ديدم بالاى بامى نشسته ، به من گفت : نزديك بيا ، نزديك رفتم ، تا برابرش رسيدم ، و گفت : به اين اطاق بنگر ، ( از پنجره يا سوراخ پشت بام ) به آن اطاق نگريستم ، گفت : « در خانه چه مىبينى ؟ » .
گفتم : جامهاى افتاده است .
گفت : درست نگاه كن .
با دقّت نگاه كردم ، و حقيقت را دريافتم ، گفتم : « مردى در حال سجده است » .
گفت : آيا اين مرد را مىشناسى ؟
گفتم : نه .
گفت : اين مرد ، مولاى تو است .
گفتم : مولاى من كيست ؟