عظم الذّنب من عبدك ، فليحسن العفو من عندك ، يا اهل التّقوى و يا اهل المغفرة
: « گناه از بندهات بزرگ شد ، پس عفو از پيشگاهت ، نيكو و زيبا خواهد گرديد ، اى سزاوار پرهيزكارى و آمرزش » .
اين دعا را مكرّر در مكرّر گفت ، تا صبح شد .
سخن مأمون ، دربارهء عبادت امام كاظم عليه السّلام
مؤلّف گويد : در ضمن روايتى طولانى ، كه بيانگر توصيف مأمون ( هفتمين خليفهء عبّاسى ) از امام كاظم عليه السّلام است ، آمده : مأمون در مورد ورود امام كاظم عليه السّلام در مدينه نزد پدرش هارون ، مىگويد :
اذ دخل شيخ مسجّد قد انهكته العبادة ، كانّه شنّ بال ، قد كلم السّجود وجهه و انفه
: « ناگاه پير مردى بر پدرم وارد شد ، كه عبادت و شبزندهدارى ، چهرهء او را زرد و سنگين و متورّم كرده بود ، و آن چنان عبادت او را رنجور نموده بود كه همانند مشگ پوسيده شده بود ، و بسيارى سجده ، صورت و بينىاش را زخم نموده بود » .
بارى ، آن حضرت همدم سجدههاى طولانى و اشكهاى بسيار بود ، او غلام سياهى داشت با مقراض ( قيچى ) پينههاى پيشانى و بينىاش را مىگرفت ، همان پينههائى كه بر اثر سجدههاى زياد ، پديد آمده بودند . به گفتهء شاعر عرب :
طالت لطول سجود منه ثفنته * فقرّحت جبهة منه و عرنينا
رأى فراغته فى السّجن منيته * و نعمة شكر البارى بها حينا
: « بر اثر سجدههاى طولانى ، ( پينهء ) زانوى او طولانى شد ، و پيشانى و بينىاش مجروح گرديد .
او در زندان ، آرزويش را ، فراغتى مىدانست كه برايش حاصل شده بود ، و به خاطر اين نعمت ، خدا را مدّتها شكر مىكرد ، كه در پرتو اين فراغت بهتر