انّ الرّجل ليصل رحمه ، و قد بقى من عمره ثلث سنين فيصيّرها اللّه عزّ و جلّ ثلثين سنة ، و يقطعها و قد بقى من عمره ثلاثون سنة ، فيصيّرها اللّه ثلاث سنين
: « همانا انسان ، صلهء رحم مىكند ، با اينكه از عمرش ، سه سال بيشتر نمانده ، خداوند متعال آن را سى سال مىگرداند ، و قطع رحم مىكند ، با اينكه از عمرش سى سال باقى مانده ، خداوند آن را سه سال مىگرداند » .
سپس اين آيه ( 39 سوره رعد ) را خواند :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
: « خداوند هر چه را بخواهد « محو » ، و هر چه را بخواهد « اثبات » مىكند ، و « امّ الكتاب » نزد او است » .
منصور گفت : « اين حديث ، حديث خوبى بود ، ولى منظورم اين حديث نبود » . امام صادق عليه السّلام فرمود : « آرى ، پدرم از پدرش ، از جدّش ، از على عليه السّلام روايت كردند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
صلة الرّحم تعمر الدّيّار ، و تزيد فى الاعمار ، و ان كان اهلها غير اخيار
: « صلهء رحم ، خانهها را آباد مىسازد ، عمرها را زياد مىكند ، گرچه صلهء رحم كنندگان نيك روش نباشند » .
منصور گفت : « اين حديث نيز خوب است ، ولى مقصود من ، اين حديث نبود » . امام صادق عليه السّلام فرمود : « آرى ، پدرم از پدرش ، از جدّش ، از على عليه السّلام نقل كردند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
صلة الرّحم تهوّن الحساب ، و تقى ميتة السّوء
: « صلهء رحم ، حساب قيامت را آسان مىكند ، و انسان را از مرگ بد ، نگهدارى مىنمايد » .
منصور گفت : « آرى ، مقصود من ، همين حديث بود » .
ممنوع الملاقات شدن امام صادق عليه السّلام و داستان خيارفروش
ابن شهر آشوب ( ره ) از محمد بن سنان ، از مفضّل بن عمر نقل مىكند :