كلمهء « لا » را [ لا إله الّا اللّه ] را به زبان مىآورد [ كه آن هم نفى معبودهاى باطل بود ] اگر تشهّد نبود ، لاء آن حضرت « نعم » ( آرى ) بود » .
تا آخر قصيده كه ما براى رعايت اختصار ، همهء آن را [ كه 41 بيت است ] در اينجا ذكر ننموديم .
خشم هشام ، و زندانى شدن فرزدق
هنگامى كه هشام ، اين اشعار را شنيد ، خشمگين شد و فرمان داد تا فرزدق را زندانى كنند ، مأموران او را در « عسفان » ( محلّى بين مكّه و مدينه ) زندانى كردند ، اين خبر به امام سجّاد عليه السّلام رسيد ، آن حضرت دوازده هزار درهم براى فرزدق فرستاد « 1 » .
استاد بزرگ محقّق بهبهانى ، از جدّش نقل كرده كه : عبد الرّحمن جامى [ شاعر معروف قرن نهم ] در كتاب « سلسلة الذّهب » اين قصيده را با اشعار فارسى ، ترجمه نموده است ، و در آن كتاب مىنويسد : يك بانو از اهالى كوفه ، در عالم خواب فرزدق را ديد ، و از او پرسيد : « خداوند با تو چگونه رفتار كرد ؟ » .
فرزدق در جواب گفت : « خداوند مرا به خاطر قصيدهاى كه در شأن امام سجّاد عليه السّلام گفتم ، بخشيد » .
هامش
( 1 ) و فرمود : « اى ابو فراس ! ما را معذور بدار ، اگر بيش از اين مبلغ ، در نزد ما بود ، براى تو مىفرستاديم » ، فرزدق آن مبلغ را برگردانيد و گفت : « اى فرزند رسول خدا من اين قصيده را فقط براى خدا و دفاع از حريم رسولش گفتهام ، و چيزى نمىخواهم » .
امام سجّاد عليه السّلام براى او پيام داد : به خاطر حقّى كه بر تو دارم اين مبلغ را بپذير ، خداوند به نيّت و مقام معنوى تو آگاه است ، آنگاه فرزدق ، آن مبلغ را پذيرفت ، فرزدق در زندان ، اشعارى در هجو هشام سرود ( بحار ، ج 46 ، ص 127 ) - مترجم .