تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
آنگاه « عبد الرّحمن جامى » با اينكه به ناصبى بودن و دشمنى با اهل بيت عليهم السّلام شهرت داشت ؛ گفت : « سزاوار است كه خداوند به خاطر اين قصيده ، همهء جهانيان را بيامرزد ! » .

نمودارى از اخلاق نيك امام سجّاد عليه السّلام

شيخ مفيد ( ره ) در كتاب ارشاد ، نقل مىكند : مردى از خويشان امام سجّاد عليه السّلام نزد آن حضرت آمد و در برابرش ايستاد و سخنان تندى گفت و به حضرت دشنام داد . امام سجّاد عليه السّلام به او پاسخ نداد ، تا او رفت ، امام سجّاد عليه السّلام به همنشينان خود فرمود : « آنچه اين مرد گفت ، شما شنيديد ، اكنون دوست دارم همراه من بيائيد تا نزد او برويم ، و پاسخ مرا به او بشنويد » . آنها عرض كردند : مىآئيم ، و ما دوست داريم ، تو هم پاسخ او را بگوئى ، و ما هم [ آنچه مىتوانيم ] به او بگوئيم . پس آن جناب به راه افتاد ، در حالى كه اين آيه را مىخواند :
. . . وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ ، وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
: « پرهيزكاران ، خشم خود را فرو مىبرند ، و به مردم عفو و گذشت مىكنند ، خداوند نيكوكاران را دوست دارد » « 1 » . ما با شنيدن اين آيه از آن حضرت ، فهميديم كه چيزى به او نخواهد گفت ، امام سجّاد عليه السّلام به راه خود ادامه داد تا به خانهء آن مرد ناسزاگو رسيد ، پس صدا زده فرمود : « به او بگوئيد علىّ بن الحسين عليه السّلام است » . آن مرد در حالى كه آماده شرارت بود ، از خانه بيرون آمد ، و يقين داشت كه امام سجّاد عليه السّلام براى تلافى ، به آنجا آمده است ، آنگاه امام سجّاد عليه السّلام به او فرمود : « اى برادر ! تو اندكى ، پيش از اين نزد من آمدى ، و آنچه خواستى به من
هامش
( 1 ) آل عمران - 134
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 193 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى