كار بازخواست خواهد كرد .
7 - تحريكات مروان ، و گفتار ابن عبّاس
مروان « 1 » در اين ميان مىگفت :
يا ربّ هيجا هى خير من دعة ، أ يدفن عثمان فى اقصى المدينة ، و يدفن الحسن عليه السّلام مع النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله ، لا يكون ذلك ابدا ، و انا احمل السّيف
: « چه بسا جنگى كه از آسودگى بهتر است ، آيا عثمان در دورترين نقاط مدينه ، دفن گردد ، و حسن عليه السّلام با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به خاك سپرده شود ؟
چنين كارى ، تا من شمشير در دست دارم ، نخواهد شد » .
بر اثر اين تحريكات ، نزديك بود كه جنگ و آشوبى خانمانسوز ، بين بنى اميّه و بنى هاشم رخ دهد ، كه ابن عبّاس ( پسر عموى پيامبر « ص » ) نزد مروان شتافت و به او گفت : « از هر جا كه آمدهاى بازگرد ، كه ما نمىخواهيم صاحبمان ( حسن عليه السلام ) را در كنار قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دفن كنيم ، بلكه مىخواهيم ، تجديد عهدى در زيارت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله واقع شود ، و سپس جنازهء امام حسن عليه السّلام را نزد جدّهاش فاطمه ( بنت اسد ) عليها السّلام ، مىبريم و طبق وصيّت آن حضرت ، او را در همانجا به خاك مىسپاريم ، ولى اگر آن حضرت وصيّت مىكرد كه جنازهاش را در كنار قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دفن كنيم ، مىفهميدى كه تو ناتوانتر از آن هستى تا ما را از اين كار ، بازدارى ، امّا امام حسن عليه السّلام به خدا و رسولش ، از ما آگاهتر بود ، و بهتر از ما مىدانست كه بايد قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله احترام شود ، و در كنار آن كلنگى به زمين زده نشود و خرابى به آن راه نيابد ، آن گونه كه ديگران [ در مورد أبو بكر ] كردند ، و بدون اجازهء آن حضرت ، وارد خانهاش شدند .
هامش
( 1 ) مروان بن حكم ، پسر عموى عثمان ، از افراد بسيار خبيث و هتّاك بنى اميّه بود كه همواره دشمنى خود را نسبت به خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آشكار مىنمود ( مترجم )