مىخواهى جنازهء مرا در كنار قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به خاك بسپارى ، ازدحام مىكنند تا از دفن من در آنجا جلوگيرى نمايند ، و به دنبال فتنه مىگردند ، ولى تو را به خدا سوگند مىدهم كه مبادا به قدر يك شيشه خونگيرى ، خون ريخته شود » .
سپس امام حسن عليه السّلام در مورد اهل خانه و فرزندان و اموال خود و همچنين دربارهء وصيّتى كه حضرت على عليه السّلام در مورد انتخاب او به جانشينى خود فرموده بود ، وصايائى به برادرش حسين عليه السّلام نمود .
6 - اجراى وصيّت ، توسّط امام حسين عليه السّلام و جريان آشوب بنى اميّه
هنگامى كه امام حسن عليه السّلام به شهادت رسيد ، امام حسين عليه السّلام او را غسل داد و كفن كرد و جنازهء او را در ميان تابوت گذارد و به محلّى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آنجا بر جنازهها نماز مىخواند ، حركت داد ، و نماز بر جنازه خواند .
مروان و همراهانش از بنى اميّه يقين كردند كه بنى هاشم مىخواهند جنازهء امام حسن عليه السّلام را در كنار قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دفن نمايند ، اجتماع كردند و لباس جنگ پوشيدند و اسلحهها را بدست گرفتند ، هنگامى كه امام حسين عليه السّلام ( طبق وصيّت امام حسن عليه السّلام ) جنازه را به سوى قبر جدّش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حركت داد ، تا در آنجا تجديد عهد كند ، گروه بنى اميّه پيش آمدند ، و عايشه كه بر استر سوار بود نيز به آنها پيوست . عايشه فرياد مىزد : مرا به شما چه كار كه مىخواهيد جنازهء كسى را به خانهام بياوريد كه دوست ندارم .
نحّوا ابنكم عن بيتى . . .
: « پسر خود را از خانهء من دور سازيد « 1 » ، زيرا نبايد كسى در اين خانه دفن شود
هامش
( 1 ) تعبير عايشه در مورد امام حسن عليه السّلام به « ابنكم » ( پسر شما ) ، براى آن است كه او