تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
امورى بر تو مشتبه شده ، اگر از ما يارى بطلبى ، سختىها را از تو بر طرف مىكنيم و تو را مىبخشيم ، و اگر از ما چيزى بخواهى به تو مىدهيم ، و اگر از ما راهنمائى بخواهى ، ترا راهنمائى مىكنيم ، و اگر بخواهى كه بار تو را برداريم ، بر مىداريم ، و اگر گرسنه هستى ، تو را سير مىكنيم ، و اگر برهنه هستى ، تو را مىپوشانيم ، و اگر نيازمندى ، ترا بىنياز مىكنيم ، و اگر رانده‌شده‌اى ، به تو پناه مىدهيم ، و اگر حاجتى دارى ، آن را براى تو بر مىآوريم ، و اگر به سوى ما سفر نموده‌اى ، تا وقت بازگشتت ، مهمان ما هستى ، و اين براى تو بهتر است ، زيرا ما خانهء وسيع براى پذيرائى داريم ، و منزلت و مال فراوان در اختيار شما است » . هنگامى كه آن پيرمرد شامى ، اين گفتار پرمهر امام حسن عليه السّلام را شنيد ، گريه كرد و آنچنان دگرگون شد كه همان دم گفت : اشهد انّك خليفة اللّه فى ارضه ، اللّه اعلم حيث يجعل رسالته : « گواهى مىدهم كه تو خليفهء خدا در زمينش هستى ، خداوند آگاهتر است كه رسالت خود را در وجود چه كسى قرار دهد » . سپس افزود : « من مىپنداشتم كه تو و پدرت ، دشمن‌ترين مخلوقات نزد من هستيد ، اكنون دريافتم كه محبوبترين خلق خدا در نزد من مىباشيد » ، آنگاه اثاث خود را به خانهء امام حسن عليه السّلام انتقال داد و تا در مدينه بود ، مهمان آن حضرت بود ، سپس به سوى شام بازگشت ، در حالى كه صادقانه به محبّت خاندان رسالت ، معتقد شده بود . نمونهء ديگر از « حلم و خويشتن‌دارى » امام حسن عليه السّلام اين كه : وقتى كه آن حضرت از دنيا رفت ، جنازه‌اش را از خانه‌اش بيرون آوردند ، مروان [ كه از دشمنان سر سخت خاندان رسالت بود ] گوشهء تابوت را [ در هنگام تشييع به سوى بقيع پس از آشوب بنى اميّه ] به دوش گرفته ، حمل مىكرد . امام حسين عليه السّلام به مروان فرمود : تحمل اليوم جنازته و كنت بالامس تجرّعه الغيظ
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 123 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى