هديه كرد ، امام حسن عليه السّلام به او فرمود : « ترا در راه خدا آزاد كردم » .
به آن حضرت عرض كردم : « به خاطر يك دسته گل ، او را آزاد كردى ؟ » .
در پاسخ فرمود : خداوند ما را چنين تربيت كرده ، آنجا كه [ در قرآن آيه 86 سوره نساء ] مىفرمايد :
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها
: « هنگامى كه كسى به شما تحيّت گويد ، پاسخ او را به طور بهتر دهيد ، يا ( لا اقل ) به همان گونه پاسخ گوئيد » .
سپس افزود : « تحيّت بهتر ، همان آزاد كردن او است » .
4 - نمونهاى از حلم و صبر انقلابى امام حسن عليه السّلام
روايت شده : امام حسن عليه السّلام آنچنان خويشتندار بود كه در تمام عمرش يك كلمه ناپسند از او شنيده نشد ، جز يك بار در نزاعى كه بين او و عمرو بن عثمان بر سرزمينى ، رخ داده بود ، به او فرمود :
ما لعمرو عندنا الّا ما يرغم انفه
: « براى عمرو ، در نزد ما چيزى جز آنچه كه دماغش را به خاك بمالد ، نيست » .
نمونهء ديگر از حلم و خويشتندارى او اينكه : دانشمند معروف « مبرّد » « 1 » ( در كتاب كامل ) و ديگران روايت مىكنند : پيرمردى از اهالى شام ، آن حضرت را كه سوار بر مركبى بود ديد ، و آنچه خواست به آن حضرت ناسزا گفت .
ولى امام حسن عليه السّلام سكوت كرد ، وقتى كه ناسزاگوئى او تمام شد ، امام حسن عليه السّلام با آغوش باز ، به سوى او متوجّه شد و در حالى كه خنده بر لب داشت ، بر او سلام كرد و فرمود : « اى پيرمرد ! به گمانم غريب هستى ، و گويا
هامش
( 1 ) ابو العبّاس محمد بن يزيد بصرى ، از بزرگان نحوى و لغتشناس و شيعهء دوازده امامى بود ، و گفتارش مورد اعتماد علماى شيعه و سنّى قرار مىگرفت . سه كتاب « كامل » و « مقتضب » و « معانى القرآن » از تأليفات او است . وى در سال 285 ه ق در بغداد از دنيا رفت ( مترجم ) .