تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حاضر مىشد ، و گفتار وحى را از آن حضرت مىشنيد و به خاطر مىسپرد ، سپس نزد مادرش حضرت زهرا عليها السّلام مىآمد ، و همان گفتار را به حضرت زهرا عليها السّلام مىرسانيد . و هر وقت على عليه السّلام نزد فاطمه عليها السّلام مىآمد ، مىديد كه او به آيات قرآن و مطالب وحى شده ، آگاهى دارد . از او مىپرسيد : « كه اين آگاهى را از كجا تحصيل كرده‌اى ؟ » . حضرت زهرا عليها السّلام مىگفت : « از پسرت حسن عليه السّلام به دست آورده‌ام » . روزى امام على عليه السّلام در خانه مخفى شد ، حسن عليه السّلام كه وحى تازه‌اى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيده بود ، خواست تا آن را به مادرش ابلاغ كند ، ناگاه اضطراب پيدا كرد ، مادرش از اضطراب او تعجّب نمود [ كه چرا اين بار حسن عليه السّلام مانند گذشته نيست و پريشان است ؟ ! ] . حسن عليه السّلام به مادر گفت : لا تعجبين يا امّاه ! فانّ كبيرا يسمعنى ، و استماعه فقد اوقفنى : « مادرم ! تعجّب نكن ؛ چرا كه شخص بزرگى صداى مرا گوش مىدهد ، و گوش دادن او مرا درمانده نموده است » . و طبق روايت ديگر ، حسن عليه السّلام به مادر گفت : يا امّاه ! قلّ بياني و كلّ لساني ، لعلّ سيّدا يرعانى : « اى مادرم ! بيانم كوتاه ، و زبانم نارسا شد ، گويا شخص بزرگى مراقب من است » . انس بن مالك مىگويد : هيچ‌كس همانند امام حسن عليه السّلام شباهت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نداشت .

3 - نمونه‌اى از بخشش امام حسن عليه السّلام

انس بن مالك نقل مىكند : كنيزى يك دستهء گل به امام حسن عليه السّلام
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 121 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى