تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
آن مرد هنگام سفر سفارش مواظبت از همسر خود را به آن دو قاضى كرد . در غياب مرد آن دو قاضى با آمد و شدى كه به خانهء او مىكردند نسبت به همسرش تمايل پيدا كرده و به همين خاطر به او پيشنهاد ارتكاب گناه را دادند . اما آن زن پاكدامن پيشنهاد آنها را رد كرده و از آلوده شدن به گناه امتناع ورزيد . دو قاضى پس از امتناع زن به او گفتند : اگر از انجام خواستهء ما خوددارى ورزى به نزد پادشاه رفته و در نزد او شهادت و گواهى خواهيم داد كه تو مرتكب زنا شده‌اى . و به همين علت تو سنگسار خواهى شد . آن زن در جواب به دو قاضى گفت : من هيچگاه دامن خود را به گناه آلوده نمىكنم و شما هر كارى كه مىخواهيد بكنيد .
شرح
فوجّهه الملك . فقال الرجل للقاضيين : اوصيكما بإمرأتي خيراً . فقالا : نعم . فخرج الرجل . فكان القاضيان يأتيان باب الصديق . فعشقا امرأته . فراوداها عن نفسها . فأبت . فقالا لها : - و اللَّه - لئن لم تفعلي . ل نشهدنّ عليك - عند الملك - بالزنى . ثمّ ل نرجمنّك . فقالت : إفعلا ما أحببتما . فأتيا الملك . فأخبراه . و شهدا عنده أنّها بغت . فدخل الملك - من ذلك - أمر عظيم . و اشتدّ بها غمّه . و كان بها معجباً . فقال لهما : إنّ قولكما مقبول . و لكن ارجموها - بعد ثلاثة أيّام - . و نادى - في البلد الّذي هو فيه - : احضروا قتل فلانة العابدة . فإنّها قد بغت .
بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى ) — صفحة 228 | السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري / اسماعيلى