تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
پس از آنكه آن دو قاضى دانستند كه نمىتوانند اين زن پاكدامن را به گناه آلوده سازند به نزد پادشاه رفته و به او گفتند كه ما گواهى مىدهيم كه اين زن مرتكب عمل زنا شده است . پادشاه چون از ديانت و نيكوكارى آن زن اطلاع داشت به همين خاطر غم و اندوه دل او را فرا گرفته و از اين ماجرا ناراحت و محزون گرديد . اما چون آن دو قاضى نسبت به اين امر خلاف واقع گواهى داده بودند نمىتوانست كه به سادگى شهادت و گواهى آنها را نپذيرد و نسبت به آن ترتيب اثر ندهد . لذا به آن دو قاضى گفت : سخن شما را قبول مىكنم اما به شرط اينكه به اين زن سه روز مهلت دهيد سپس او را سنگسار نماييد . در مدت اين سه روز مناديان پادشاه در شهر جار زده و به مردم اعلام نمودند كه براى سنگسار شدن فلان زن پرهيزگار و عابده‌اى كه مرتكب فحشا شده بود در فلان جا حاضر شويد زيرا دو قاضى در ارتكاب اين عمل عليه او شهادت داده‌اند .
شرح
فإنّ القاضيين قد شهدا - عليها - بذلك - فأكثر الناس في ذلك - . و قال الملك لوزيره : ما عندك - في هذا - من حيلة ؟ فقال : ما عندي - في ذلك - من شيء . فخرج الوزير يوم الثالث - و هو آخر أيّامها - فإذا هو ب غلمان عُراة . يلعبون . و فيهم دانيال - و هو لا يعرفه - . فقال دانيال : - يا معشر الصبيان - تعالوا حتّى أكون - أنا - الملك . و تكون أنت - يا فلان - العابدة . و يكون - فلان و فلان - القاضيين الشاهدين عليها . ثمّ جمع تراباً . و جعل سيفاً من قصب . و قال للصبيان : خذوا بيد هذا . ف نحّوه إلى مكان كذا و كذا .
بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى ) — صفحة 229 | السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري / اسماعيلى