درآمده بودند . آنان از جوامع اصلى خود بهرهء ناچيزى با خود داشتند در صورتى كه براى جوامع كنونى تربيت يافته و بتدريج در آنها جذب شده بودند . بنابراين اينك در وضعيتى بهسر مىبردند كه با گذشته تفاوت نسبتا زيادى داشت . حالا به صورت قوم كاملى از تركان بودند كه براى تصرف سرزمينى جديد مهاجرت كرده بودند ، اگر مردم سرزمين مغلوب را در رسوم زندگى و نهادهايشان آزاد مىگذاشتند آنچه با خود آورده بودند را نيز در كنار آداب آنان جاى مىدادند . از اين گذشته يك صد سال پيش از پابرجايى آنان ، براى اسلام دوران تجزيه پيش آمده بود البته نه تجزيهء ارضى بلكه تجزيهء مذهبى و بخصوص تشكيلاتى .
همچنين در مصر و پيرامون آن ضديت با خلافت از سوى فاطميان اسماعيلى پا گرفته بود . سلجوقيان يا به سائقه باور مذهبى و يا نيّت سياسى ، سرنوشت خود را با قهرمانان محلى بازگشت به اصولگرايى مذهبى پيوند مىزدند تا با جنگ خارجى با [ فاطميان ] قاهره و مبارزهء داخلى با كفر و الحاد به اين مقصود نايل آيند .
به هر حال ورود تركان جديد به صحنهء سياست ، لااقل در منطقه ، به صورت از سرگيرى حالت تهاجمى نسبت به امپراتورى روم شرقى و پابرجا شدن تركان در آسياى صغير تجلّى مىكند ، و اين اگر انگيزهء اصلى جنگهاى صليبى نباشد لااقل يكى از علل و اسباب آن به شمار مىآيد .
در بغداد نيز ورود سلطان طغرل بيك سلجوقى در 447 واجد اهميّت است . حقيقت اين است كه تركمانها هيچگاه در عراق به صورت دسته جمعى سكونت نيافتند زيرا اقليم با آنان و چهارپايانشان چندان سازگار نبود و قواى دولتى نيز در انديشهء ايجاد فرصتهايى براى جدال
بغداد ( چند مقاله در تاريخ و جغرافياى تاريخى) (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: اسماعيل دولتشاهى
ص١٣٠