تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

فصل هشتم شورش قبيلهء ابدالى

قبيلهء نيرومند ابدالى كه امروزه به نام درانى موسوم است ، « 1 » بر خلاف رقباى غلجايى خود از نژاد افغانى است ، زيرا وابسته به شعبهء سربنى و از آن نژاد است . اين قبيله اسم خود را مشتق از نام كسى به نام ابدال بن ترين بن شرخون بن سربان بن قيس مىداند . « 2 » مىگويند وجه تسميهء ابدال به اين علت است كه وى در خدمت يكى از ابدال ، يا پيرى به نام خواجه ابو احمد از فرقهء چيستيه « 3 » ، به سر مىبرد . اگر چه اين حديث را نمىتوان باور كرد ، و ليكن ظاهرا از ادعاى بليو « 4 » غريب‌تر نيست . زيرا اين مورخ مىنويسد كه ابدالى از آتيلا ( هون ) و كلمهء عربى هيطل ، كه جمع آن هياطله است ، « 5 » مشتق شده است . اگر چه ميان قبيلهء غلجايى و هون‌هاى افتاليت « 6 » يا هون‌هاى سفيد احتمالا رابطه‌اى وجود دارد ، ولى تا آنجا كه مىدانيم هيچ پيوستگى ميان گروه اخير و ابدالىها ديده نمىشود . ابدالىها مدت‌ها در ايالت قندهار زندگى مىكردند . ولى در آغاز سلطنت شاه عباس كبير ، در نتيجهء فشار غلجايىها ، به ولايت هرات كوچ كردند . « 7 » در سال 1006 هجرى ( 1597 - 1598 )
هامش
( 1 ) . احمد خان سدوزائى ، مؤسس كشور جديد افغانستان ، پس از آن كه در سال 1747 فرمان رواى اين كشور شد ، لقب در ان را اختيار كرد كه مىگويند در خواب به او الهام شده بود . قبيلهء ابدالى را به همين مناسبت درانى مىنامند . ( 2 ) . قيس ظاهرا جد شيخ بطن يا بيت بوده است ( - اوايل فصل گذشته ) . ( 3 ) . - طبع جديد دايرة المعارف اسلام كه من در مقالهء لانگ ورث ديمز راجع به ابدالىها تجديد نظرى كرده‌ام . ( 4 ) .Bellew( 5 ) .An Inquiry into the Ethnography of Afghanistan , p . 158مىتوان اين نظريه را با فرضيه‌اى كه شارون ترنر( Sharon Turncr )درHistory of the Anglo - Saxons ( London , 1823 ) , vo 1 . l , p . 247نوشته است مقايسه كرد . نويسندهء اين كتاب انگلو ساكسون‌ها را از سكاها مىداند ! ( 6 ) .Ephtalite( 7 ) . راورتى( Raverty )در مقالهء خود تحت عنوان :The Independent Afghan or Patan Tribes » 'در