كار مىكردند كه اگر چه اسما تابع ايران بودند ، ولى علاقهاى به جنگيدن با ساير اعراب ساكن آن سوى خليج نشان نمىدادند . گذشته از اين ، اكثر اعرابى كه در سواحل ايرانى خليج فارس زندگى مىكردند سنى و پيرو مكتب شافعى بودند و با ايرانيان شيعى مذهب سازگارى نداشتند .
در مورد تجارت از طريق دريا ، بايد گفت كه ايرانيان در دورهء صفوى علاقهاى به اين كار نشان نمىدادند ، در صورتى كه در اواخر عهد ساسانى و دورهء تسلط اعراب ، داراى كشتىهاى بزرگ تجارى بودند . ايرانيان در زمان شاه سليمان يا شاه سلطان حسين مسلما با عمر بن العاس هم عقيده بودند كه در جواب سؤال خليفه عمر دربارهء لشكركشى از طريق دريا چنين گفته بود : « خيلى كم به آن اعتماد داشته باشيد و زياد از آن بترسيد . بشر در دريا مثل حشرهاى است روى تخته پارهاى ؛ گاهى موج او را فرا مىگيرد و گاهى از ترس نزديك است جان بسپارد . » « 1 » كشيش فرانسوى به نام سانسون دربارهء نظريهء ايرانىها راجع به تجارت دريا در زمان شاه سليمان چنين مىنويسد « 2 » :
« ايرانىها دريانوردى را دوست ندارند و چنان از آن متنفرند كه كسانى را كه جان خود را در دريا به خطر مىاندازند ناخدا يا كافر مىنامند . » اگر چه عقيدهء اين شخص دربارهء تنفر ايرانىها از دريانوردى درست است ، و ليكن دربارهء معنى ناخدا به اشتباه افتاده است ، زيرا اصل كلمهء ناخدا « ناوخدا » يعنى كاپيتان كشتى است و نبايد آن را با ناخدا يعنى كافر اشتباه كرد .
از طرف ديگر ، اعراب ساكن هر دو طرف خليج به دريانوردى علاقهمند شدند و امامهاى عمان در مسقط سه بندرگاه بزرگ احداث كردند .
طى 1693 و 1695 اعراب مسقط چند بار با پرتغالىها در خليج فارس جنگ كردند و اگر چه تفوق با پرتغالىها بود ، ليكن به اندازهء كافى قوى نبودند كه اعراب مسقط را شكست دهند . در ژانويهء 1695 ، اعراب غيبت كشتىهاى پرتغالى را غنيمت شمردند و شهر كنگ را غارت كردند و چند كشتى ارمنى را كه پر از امتعه بود به تصرف در آوردند . مىگويند در اين مورد غنايمى به بهاى شصت هزار تومان به دست آوردند . « 3 » امام عمان بعد از اين حملهء موفقيت آميز از شاه در خواست كرد كه ايران همان حقوقى را كه پرتغالىها در كنگ « 4 » داشتند به اعراب نيز بدهد و
هامش
( 1 ) .Sir William Muir , The Caliphate , Lts Rise , Decline and Fall ( London , 1924 ) p . 205در اين مورد نيز مىتوان بيت معروف سعدى ( گلستان ، باب اول ) را ذكر كرد :به دريا در منافع بىشمار است * و گر خواهى سلامت بر كنار است( 2 ) . 108 .Voyage ou Relation de I'Etat present du Royaume de Perse , p( 3 ) .Bruce . Annals of the Honorable East - India Company , vo 1 . III , p . 169 .( 4 ) . كنگ مركز عمدهء پرتغالىها در ايران بود . اين بندر كوچك در سه ميل و نيمى شمال شرقى لنگه كه بندر بزرگتر و بهترى است قرار دارد . شاه عباس كبير براى آن كه تا حدى جبران خساراتى را كه در نتيجهء طرد پرتغالىها از هرمز به آنها رسيده بود بكند ( 1622 ) ، به آنها اجازه داد كه يك بنگاه بازرگانى در كنگ تأسيس كنند و نيمى از عايدات گمركى اين بندر را براى خود بردارند . پرتغالىها تا سال 1711 در كنگ ماندند ، ولى در اين وقت نيروى دريايى آنها در خليج فارس فوقالعاده ضعيف شده بود .