تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
در ميدان گردانده شدند . گودرو بعد گويد كه از اين نمايش‌ها معلوم مىشود از پادشاه انتظارها دارند ، « 1 » ولى اين انتظارات متأسفانه برآورده نشد و در حقيقت از شاه سلطان حسين كسى نامناسب‌تر براى سلطنت نبود . مع الوصف ، نمىتوان گفت كه عباس ميرزا در صورت جلوس به تخت سلطنت مىتوانست از مرحلهء انحطاط جلوگيرى كند يا بر مشكلات و مصايبى كه پيش آمد پيروز شود . اگر شاه و وزراى او عقل و شعورى داشتند ، ممكن بود اشتباهاتى كه كردند رخ ندهد ، و ليكن مصايب و بدبختىهايى كه پيش آمد حتى قابل‌ترين و با استعدادترين پادشاهان را نيز به زانو در مىآورد . خواجه سرايان پس از آن كه پادشاه دلخواه خود را انتخاب كردند ، براى آن كه زودتر و آسان‌تر به مقاصد و اغراض خود دست يابند ، وى را ترغيب و تحريض كردند كه چشم از زهد و عبادت بپوشد و به عيش و نوش تن دردهد . زيرا به خوبى مىدانستند كه بسيارى از نياكانش استعداد خو گرفتن به عيش و نوش را دارا بودند و اگر شاه سلطان حسين نيز گرفتار معايب خانوادگى شود ، كارها به كام آنها خواهد شد . و مىترسيدند اگر پادشاه هوشيارى به جاى او باشد ، نتوانند مقاصد و اغراض پست خود را عملى كنند . ولى به زودى دريافتند كه به آسانى و سهولت نخواهند توانست به تمام منظورهاى خود برسند . سلطان حسين در روزگارى كه در حرم سرا به سر مىبرد تحت نفوذ مجتهد بزرگ محمد باقر مجلسى ، كه شخص با اراده‌اى بود ، قرار گرفته بود . پدرش نيز نصايح اين شخص را مىپذيرفت و چند سال قبل از مرگ خود ، او را به عنوان شيخ الاسلام منصوب كرده بود . « 2 » مىگويند شاه سلطان حسين در وقت تاج گذارى به صوفيان اجازه نداد چنان كه مرسوم بود شمشير بر كمر او ببندند و شيخ الاسلام را پيش خواند كه اين تشريفات را انجام دهد . سپس شاه از وى پرسيد كه به پاداش اين عمل چه تقاضايى دارد . محمد باقر در پاسخ گفت اميدوار است شاه فرمانى صادر كند و نوشيدن مسكرات و جنگ ميان فرقه‌ها و همچنين كبوتر بازى را نهى فرمايد . شاه با طيب خاطر
هامش
( 1 ) .Relation de la mort de Schah Soliman Roy de Perse et du Couronnemement de Sultan Ussain sonfils , avec plusieurs particularitez touchan I'etat presrnt des affaires de la perse ( paris , 1696 )( از اين به بعد آن راRelationIمىخوانيم ) « صفحات 35 و 45 - 47 » گودرو( Gaudereau )كه زبان فارسى را خوب مىدانست ، روى هم رفته 18 سال به تبليغ دين مسيح در تركيه ، ايران ، عربستان و هندوستان مشغول بود . بعدا مديرLa Maison des Nouveaux Catholiquesدر پاريس شد و همچنين مترجم شاه در زبان‌هاى شرقى گرديد . در سال 1698 معاون اسقف آنقره شد و شرح رسمى مأموريت خود به دربار ايران را نوشت ( به اين كتاب بعدا اشاره خواهيم كرد ) . همچنين كتاب ذيل را به رشته تحرير در آورد :Relation des Differentes Especes de Peste gue reconnoisent les Orientaux ( paris , 1721 ) .وى شخصا مىتوانست تجاربى را كه از طاعون داشت شرح دهد ، زيرا چيزى نمانده بود كه خود در سال 1704 از آن بيمارى هلاك شود . ( 2 ) . راجع به اخلاق و كارهاى محمد باقر بعدا مطالب ديگرى خواهيم گفت .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 31 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى