ضميمهء پنجم يادداشتهايى دربارهء نقشهها
تهيهء نقشههايى كه در اين كتاب ديده مىشود كار آسانى نبوده است . اولا ، در طى دو قرن و نيمى كه از آغاز سلطنت شاه سلطان حسين گذشته است ، در اسامى جغرافيايى ايران تغييرات زيادى به وجود آمده است : نام بعضى شهرها و دهكدهها عوض شده است و بعضى از آنها از ميان رفته ، ولى بعضى هم با نقاط مجاور يكى شده است ( مثلا بن اصفهان كه فعلا قسمتى از سه ده است ) .
ثانيا ، هم چنان كه در فصل اول اين كتاب ديديم ، مرزهاى ايران در عهد صفويه دقيقا تعيين نشده بود « 1 » ، و امتداد آنها مخصوصا در شرق غالبا مبهم بود . ثالثا ، شناختن حدود ايالات آن عهد دشوارتر از تعيين مرزهاست .
براى آن كه نقشههاى دقيقى به دست دهيم ، نقشههاى جديد را براى تعيين كيفيات طبيعى از قبيل سواحل ، كوهها ، رودخانهها و همچنين شهرها به كار بردهايم . ولى هر جا كه اسم محل تغيير كرده است ، تا حد امكان به نقشههاى آن عهد ، مانند نقشهء بسيار خوبى كه دليل « 2 » در سال 1724 كشيده بود ، مراجعه كردهايم . در مورد حملهء پطر كبير به ايران در سال 1722 ، از نقشههاى روسى استفاده بردهايم .
از نقشهء دليل به خوبى مىتوان دريافت كه اطلاعات اروپايىها در اواخر ربع اول قرن هجدهم راجع به ايران تا چه پايه بوده است . اين نقشه ، مخصوصا قسمت غربى آن ، به مراتب بهتر از نقشههايى است كه جهان گردان در ايران در قرون شانزدهم و هفدهم تهيه كردهاند . در نقشهء آنتونى جن كين سن ، درياى خزر به اسم عجيبى ناميده شده است و باكو و دربند را به ترتيب در
هامش
( 1 ) . چنان كه در فصل اول ذكر كرديم ، نخستين اقدام روسها و تركها براى تعيين حدود كشورشان در سال 1727 به عمل آمد و شمال غربى ايران را به طريقى كه در عهدنامهء تقسيم ايران ، مورخ 1724 ، تصريح شده بود ميان خود قسمت كردند .
( 2 )Delisle.