شرعيات ) نه تنها كارى پيش نبردند بلكه به هر وسيله كوشيدند كه به نمايندگان اين كماليات كه معمولا عقيدهء محكمى به شرعيات و مشتقات آن نداشتند آسيب و زيان برسانند . مخصوصا در مورد صوفيان همه نوع سخت گيرى و آزار از قبيل تبعيد و اخراج و قتل و توبيخ مرعى داشتند ، و بسيارى از آنها را با دست خود كشتند يا سوزاندند يا به قتل و حرق آنها فتوا دادند . على اى حال ، در ايران رابطهء نزديك شعر و ادبيات از يك طرف و تصوف و عرفان از طرف ديگر معلوم است ، به طورى كه نابودى يكى باعث نابودى و انهدام ديگرى خواهد شد . به اين علت بود كه در عهد سلطنت اين سلسله دانش و فرهنگ و شعر و عرفان كاملا از ايران رخت بربست . . . » « 1 »
هامش
( 1 ) . اين مطلب در صفحات 26 - 27 كتابPersian Literature in Modem Timesذكر شده است .