تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
تاريخ آن 1133 ( 1 / 1720 ) و موضوع آن تشريفات نوروز است . شخصى كه با عمامهء بزرگ در وسط نشسته مسلما شاه سلطان حسين نيست ، چنان كه از تصويرى كه كورنليوس دوبروين از اين پادشاه كشيده است معلوم مىشود ( و لو اين كه اين پرده هفده سال بعد از آمدن كورنليوس دوبروين كشيده شده است ) . بنابراين ، شخصى كه در وسط نشسته است به احتمال قوى اعتماد الدوله وزير اعظم است . اگر اين پرده تشريفات نوروز در 1132 را نشان دهد ، در آن صورت شخص مورد نظر ما فتحعليخان داغستانى خواهد بود ، ولى اگر مربوط به سال بعد باشد ، از آن جانشين او محمد قليخان است . تصوير اشخاصى كه در اين پرده ديده مىشود با مهارت بسيار ساخته شده است و نكتهء مهم آن كه غالب آنها افسرده به نظر مىرسند . در اينجا شايسته است كه ملاحظات خود دربارهء نقاشى ايرانى در اواخر عهد صفوى را با ذكر نظريهء هنرمند هلندى كورنليوس دوبروين خاتمه دهيم . وى مىنويسد : « ايرانىها حتى نقاشانى دارند كه پيشهء آنها نقاشى است و دو نفر از بهترين آنها در عهدى كه من در ايران بودم در خدمت پادشاه كار مىكردند . از كنج كاوى به ديدن يكى از آنها رفتم و دريافتم كه تصاوير او برتر از آنچه تصور مىكردم بود . اين كارها فقط پرندگانى را كه با رنگ لعابى كشيده بود نشان مىداد ولى بسيار تميز و پاكيزه بود . در حقيقت نمىتوانم بگويم كه او از سايه روشن اطلاعى داشت و در اين كشور كسى هم از اين موضوع آگاه نيست و به همين علت نقاشىهاى آنها بسيار ناقص است . اين نقاش براى پادشاه تصوير گل‌ها را از روى كتابى مىكشيد كه از مملكت ما به آنجا رسيده بود و رنگ آميزى آن را يكى از كشيش‌هاى اروپايى به بهترين طريقى كه مىتوانست به او آموخته بود ؛ و براى اين منظور زيباترين رنگ‌ها را دارند . . . خودشان رنگ لاجوردى را ، كه قشنگ‌ترين رنگ‌هاى جهان است ، درست مىكنند و سنگ آن را در مملكت دارند . . . هم‌چنين در ميان ايرانىها نقاشانى پيدا مىشوند كه عصا را با نوعى صمغ رنگ مىزنند و تأثير دل پذيرى دارد و نيز قلمدان‌هايى به شكل قوطى مىسازند كه روى آنها در كمال پاكيزگى تصوير اشخاص ، جانوران ، گل‌ها و همه نوع زينت آلاتى را مىكشند . » « 1 » نظريات دوبروين بسيار جالب است زيرا نشان مىدهد كه شاه سلطان حسين ضمن آن كه تا حدى هنرمندان را تشويق مىكرد ، تا اندازه‌اى نيز علاقهء شاه عباس ثانى به هنرهاى اروپايى را به ارث برده بود . هنر ايرانى ، كه در اين مورد بايد نام آن را صنعت استادانه بناميم ، در زمينهء فلزكارى به اوج خود رسيد . از مطالعهء تذكرة الملوك « 2 » چنين بر مىآيد كه كارگاه‌هاى سلطنتى ( كه شمارهء آنها به
هامش
( 1 )Travels , v . 1 , p . 220. ( 2 ) . صفحات 48 - 50 .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 428 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى