تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
33 مىرسيد ) هنوز در عهد شاه سلطان حسين كار مىكردند ، و شايد اسطرلاب‌هاى زيبايى كه در موزهء بريتانيا و موزهء ويكتوريا و آلبرت مضبوط است در همين كارگاه‌ها ساخته شده باشد . در موزهء بريتانيا نمونهء بسيار خوبى اثر عبد العلى بن محمد رفيع الجزى ديده مىشود كه تاريخ آن شعبان 1124 است . خطوطى كه بر آن نوشته شده است كار محمد باقر يكى از برادران عبد العلى است . « 1 » اين اسطرلاب اگر چه از لحاظ علمى بر آلاتى كه در عهد الغ بيگ ساخته شده است مزيتى ندارد ، ولى در ساختن و پرداختن آن نهايت استادى به كار رفته است . اسطرلاب زيباى ديگرى كه به وسيلهء عبد الائمه « 2 » ، استاد معروف در تاريخ 1127 ساخته شده است ، در موزهء ويكتوريا و آلبرت مضبوط است . « 3 » وقتى به ادبيات اين دوره مىپردازيم ، مىبينيم كه هيچ نويسنده يا شاعر بزرگى در عهد شاه سلطان حسين وجود نداشته است ، مگر اين كه محمد باقر مجلسى ، نويسندهء پركار و گردآورندهء احاديث شيعه ، را جزو اين دسته بدانيم . در حقيقت عهد شاه سلطان حسين با بقيهء دوران سلسلهء صفوى كه در آن ادبيات به ادنى درجه رسيد فرقى ندارد . مرحوم ادوارد براون كه مىدانست ايرانىها در زمان سلاطين صفوى در بسيارى از جهات به ترقيات افتخار آميزى نايل آمدند ، از اين كه در ادبيات كارى انجام ندادند بسيار تعجب مىكرد و علت آن را از دوست خود مرحوم محمد قزوينى پرسيد . ميرزا محمد در پاسخ مطالبى بدين مضمون اظهار داشت : « سلاطين صفوى به علت مقاصد سياسى خود و مخالفت شديد با امپراتورى عثمانى ، بيشتر همّ خود را مصروف اشاعهء مذهب شيعه و تشويق علمايى مىكردند كه اصول و قوانين شيعه را به خوبى مىدانستند . اين علما اگر چه بسيار كوشيدند كه ايران را از لحاظ مذهبى متحد كنند ( عملى كه منجر به اتحاد سياسى آن شد ) و شالودهء ايران امروزى را گذاشتند كه مردم آن به طور كلى داراى يك ايمان و يك زبان و يك نژاد هستند ، ولى ، از طرف ديگر ، از نقطهء نظر ادبيات و شعر و تصوف و عرفان ، و به قول خودشان ، هر چه كه متعلق به كماليات بود ( در مقابل
هامش
( 1 ) . براى شرح مفصلى دربارهء اين اسطرلاب ، - كتاب مارلى( Morley )تحت عنوان :Description of a Plani Spheric Astrolabe Constructed for Shah Sultan Husain Safawi , King of Persia , and Now preserved in the British in the british Museum ( London , 1886 ) .گانتر در مقدمهء جلد اول كتاب خودThe Astrolabes of the World ( Oxford , 1932 ) , pp . 1 - 50شرح فوق را نقل مىكند . سپس در ص 147 اين كتاب مىنويسد كه اين اسطرلاب شايد زيباترين اسطرلاب مضبوط در موزهء بريتانيا باشد . همچنين مىنويسد كه اين اسطرلاب جزو مجموعهء سراسلون بوده و در سال 1753 به موزهء بريتانيا انتقال يافته است . ( 2 ) . در مقالهء كريستى( Christie )تحت عنوان : ،« Islamic Arts and their Influence upon European Work » , the Legacy of lslam ( Oxford , 1931 )اسم اين استاد به غلط عبد الحميد ذكر شده است . تصوير 16 آن كتاب عكس اين اسطرلاب است . ( 3 ) . شمارهء 1888 - 485 .