تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥

ضميمهء چهارم هنر و ادبيات در اواخر عهد صفوى

هنر و ادبيات نيز مثل ساير رشته‌ها در سى يا چهل سال آخر عهد صفوى به طور كلى راه تنزل و انحطاط پيمود . مع ذلك چند مورد استثنايى مهم وجود دارد . مثلا در معمارى مىتوان گفت دوره‌اى كه اثرى مانند مدرسهء مادرشاه در اصفهان به وجود آورده است ، نمىتواند كاملا فاقد سليقه و ذوق و مهارت هنرى باشد . در مورد قالى بافى ، ادواردز در مقاله‌اى تحت عنوان « قالىهاى ايرانى » ، در كتاب ميراث ايران ، نوشته است : « درست گفته‌اند كه هر نهضت هنرى ، تخم فساد و تباهى خود را با خود حمل مىكند و نبوغ و استعداد ، بدون سرپرستى و تمجيد و محيط مساعد هميشگى ، پژمرده مىشود و گل نمىدهد . » جانشينان شاه طهماسب و شاه عباس علاقه‌اى به قالى بافى نشان نمىدادند . طراحان و استادان قالىباف كه براى شاه عباس كار كرده بودند از حمايت پادشاه محروم و به زودى يا پراكنده شدند و يا از بين رفتند و كسى جاى آنها را نگرفت . اگر چه طرح‌هاى آنها به جاى ماند ، ولى صنعت قالى بافى راه انحطاط پيمود و بد و ناشيانه شد . عاقبت شاه سلطان حسين ، آخرين پادشاه سلسلهء صفوى ، در سال 1722 ، پاىتخت و تاج شاهى خود را تسليم افاغنه كرد و عهد درخشانى به وضع شرم‌آورى پايان يافت . در آن دورهء صد سالهء انحطاط ، هنر قالى بافى نيز متدرجا راه تنزل پيمود و سلطنت كوتاه ولى خونين رؤساى افغانى آنچه را هم كه به جاى مانده بود از ميان برد . ( ص 253 ) اگر چه مطالبى كه ادواردز دربارهء قالى بافى به طور كلى نوشته است مسلما تا حد زيادى درست است ، ولى در قالىهاى مربعى كه احتمالا در خراسان در اواخر قرن هفدهم و اوايل قرن هجدهم بافته مىشد به هيچ وجه علامت انحطاط ديده نمىشود . « 1 » يك نمونهء عالى از اين نوع
هامش
( 1 )Von Bode Vorderas iatische Knupfteppiche aus alter Zeit , ( Brunswick , 1955 ) , pp . 135 - 6.