كردن آن به وسيلهء شاه سلطان حسين اقدام بزرگى بوده است . « 1 » با وجود اين ، نقشهء شاه عباس براى منحرف كردن آب كارون به طرف زاينده رود از طريق سوراخ كردن كوهرنگ در دل سلسله جبال زاگرس بسيار مهمتر بوده است . « 2 » شاه سلطان حسين كه مىخواست آب لازم براى اصفهان و باغهاى هزار جريب و فرح آباد تأمين شود ، مدتى در خيال عملى كردن نقشهء مربوط به كوهرنگ بود و اگر چه مالياتى هم براى اين منظور به مردم بست ، ولى احتمالا به علت حملهء افغانها نتوانست آن را به مرحلهء عمل در آرد .
فرح آباد تنها محل تفريح شاه سلطان حسين در حوالى اصفهان نبود . اين پادشاه باغ وحش بزرگى نيز احداث كرد كه در 17 ميلى جنوب غربى شهر قرار داشت و عبارت بود از محوطهء چهار گوش بزرگى كه هر ضلع آن لااقل يك ميل و نيم طول داشت . ديوارهاى سه ضلع آن هنوز ديده مىشوند ولى به حال خراب و اسفانگيزى افتادهاند . ديوار شمالى را اهالى دهكدهء مجاور خراب كردهاند تا در قسمت شمالى باغ سابق زراعت كنند . اين قسمت چون در سطح پايينترى قرار دارد ، مىتوان آن را با آب رودخانه سيراب كرد . پير ويكتور ميشل ، سفير لويى چهاردهم در دربار ايران ، قبل از حركت به سوى فرانسه از اين باغ ديدن كرد . « 3 »
در اينجا بايد مختصرى راجع به جلفا در آن زمان بنويسيم . اين شهر در نتيجهء سياست عاقلانهء شاه عباس كبير و فعاليت و كاردانى مردم آن به سرعت ترقى كرد و توسعه يافت . شاه عباس ثانى با آوردن عدهء ديگرى از ارامنه از شمال غربى مملكت به جمعيت آن افزود . اين اشخاص تازه وارد در هر قسمت شهر كه ساكن مىشدند آن را به اسم محلى كه ترك كرده بودند مىناميدند . به اين ترتيب ، جلفا تا امروز هم به محلههايى تقسيم شده است كه نامهايى مانند جلفا ، ايروان و تبريز دارند . بيش از بيست كليسا ، كه از آنها سيزده كليسا باقى است ، ساخته شد . دو تاى آنها كه از ديگران بزرگترند عبارتاند از منجى عام كه در سال 1606 بر پا شد ولى در سال 1655 آن را به صورت بزرگترى كه امروز موجود است ساختند ، و ديگرى كليساى بيت لحم است كه در 1627 ساخته شد . خود شهر ديوارى داشت با كوچههاى تميزى كه در دو طرف آنها درخت روييده بود .
هامش
( 1 ) . از آقاى دكتر ميناسيان متشكرم كه در ماه مه 1954 مرا به ديدن اين مجرا برد .
( 2 ) . شاه طهماسب اول مىخواست با احداث تونلى اين نقشه را عملى كند ، و ليكن به علت نبودن تهويه از آن منصرف شد . شاه عباس ثانى هم در دو مورد كوشيد از آب كارون استفاده كند ، و با آن كه از خدمات يك نفر مهندس فرانسوى بهرهمند بود ، ولى نتوانست كارى از پيش ببرد . قابل توجه است كه اين نقشه اخيرا عملى شده است .
( 3 ) . -Michel , Memoire p . 162، ميشل را همچنين به باغ سلطنتى ديگرى كه وى آن را « باكمه » مىنامد بردند . اين باغ ظاهرا در حوالى دهكدهء كمه و 5 / 1 ميلى جنوب غربى دهكدهء بزرگترى به نام باغ عربستان و 5 / 2 ميلى جنوب شرقى پل ورگان بوده است . يكى از اهالى كمه به دكتر ميناسيان اطلاع داد كه قطعه زمينى در آن حوالى است كه مردم آن را هنوز « قصر » مىنامند . كلمهء « باكمه » كه ميشل ذكر كرده است مسلما « باغ كمه » بوده است .