رفت ، به او گفت كه انگليسىها بايد به شاه در دفاع از شهر كمك كنند ولى فيليپس پاسخ داد كه قادر به چنين عملى نيست . « 1 »
هنگامى كه فيليپس و همكاران او از وخامت اوضاع آگاه شدند ، بعد از مدتى مشورت تصميم گرفتند از پاى تخت خارج شوند و به شيراز يا شهر ديگرى بروند ، ولى اعتماد الدوله مانع از خروج آنها شد . « 2 »
اگر چه هلندىها و انگليسىها در محل كار خود از خطر حمله در امان بودند ، ولى هم چنان كه محاصره ادامه يافت و قحطى و طاعون در شهر ظاهر شد ، بيم سرايت اين بيمارى مىرفت . با وجود اين ، ظاهرا هيچ كدام از آنها مبتلا نشدند . طبعا نگرانى دربارهء عاقبت كار از خاطر آنها محو نگرديد ، و اين موضوع از داگ رجيستر بر مىآيد كه جملاتى نظير اين دارد : « خدا مىداند اين مصايب تا كى ادامه خواهد يافت . »
در اواسط ژوئن ، هنگامى كه سه ماه از محاصرهء شهر مىگذشت ، شاه براى پرداخت مواجب سربازان در مضيقه افتاد . در پانزدهم آن ماه ضراب باشى ، به نام شاه از نيكلا شورر تقاضاى مبلغى قرض ميان دو تا سه هزار تومان كرد . در همان وقت ، سيد عبد الله ، والى طماع عربستان ، هزار تومان از او مطالبه نمود . شورر هر دو تقاضا را رد كرد .
در 17 ر 6 ژوئيه ، اون فيليپس و مشاوران او ، به نمايندگان كمپانى در گمبرون نامهء بلند بالايى با لحن تأثر آور نوشتند و خطر موجود و ازدياد تدريجى بهاى آذوقه را در اصفهان متذكر شدند .
حتى در آن تاريخ ، سقوط سلسلهء صفويه را امرى مسلم و قطعى مىدانستند . « 3 »
هم چنان كه انتظار مىرفت ، احتياج شاه به پول ، براى پرداخت مواجب پادگان شهر ، به همان نسبت كه محاصره ادامه مىيافت بيشتر مىشد . در بيست و چهارم اوت ، ميرزا رفيع منشى الممالك به شورر خبر داد كه شاه فرمانى صادر كرده است مبنى بر اين كه كالاهاى انگليسى و هلندى و گجراتى به بهاى 1500 تومان بايد به كمپانى هلندى فروخته شود ، تا به اين ترتيب پولى براى مواجب سربازان به دست آيد . در همان وقت شورر در خواستى از طرف ملك التجار اصفهان براى مبلغ 800 تومان قرض دريافت داشت . شورر در جواب اين تقاضا هم گفت كه بدون اجازهء رئيس خود در گمبرون به هيچ كس قرض نخواهد داد . « 4 » معالوصف ، شاه چنان در
هامش
( 1 ) . نامهء فيليپس به گمبرون ، مورخ 17 ر 6 ژوئيه 1722 در ،Persia and the Persian Gulf Records , vo 1 . XIV( 2 ) . حقوق اين ارامنه از قرار روزى 4 محمودى بود . نظر به اين كه هر محمودى شامل دو شاهى بود ، اين مبلغ معادل 8 پنس به پول انگليسى مىشد . و چون يك محمودى شامل صد دينار بود ، گاهى آن را يكصد دينار مىخواندند . براى جزئيات راجع به محمودى و ساير مسكوكات ايرانى ، - يادداشت پادرى تحت عنوان :de Perse , vo 1 . V , p . 209 b( عينا )Memoire sur les Monoyes( 3 ) . قسمتهايى از اين نامه در فصل مربوط به محاصرهء اصفهان در اين كتاب ذكر شده است .
( 4 ) . داگ رجيستر ، 29 اوت 1722 .