به اين ترتيب ، مردى كه مدت چهار سال و نيم در قسمت اعظم ايران به زور سلطنت كرده و قواى تركهاى عثمانى را در هم شكسته بود مانند غارتگرى از بين رفت . اشرف در موقع مرگ در حدود 29 يا 30 سال داشت . وى از محمود با كفايتتر بود و تا چندى كمتر از او ظلم و ستم مىكرد . مقام پادشاهى او بسيار متزلزل بود . سلطنت با زور تا وقتى ميسر است كه پادشاه بتواند در مقابل قواى مخالف مقاومت كند . به محض آن كه يكى از ايرانيان با اراده ، كه تجربهء نظامى كافى داشت ، توانست اختلافات جزئى ايرانيان را بر طرف كند و آنها را به صورت جمعى كار ديده و با انضباط در آرد ، مقام اشرف متزلزل شد . چنان كه نادر نشان داد ، پيروزى بر غلجايىها امرى مسلم بود و به زودى صورت مىگرفت . « 1 »
طهماسب در اثر نبوغ نظامى نادر نه فقط پاى تخت و تاج و تخت نياكان خود را به دست آورده بود ، بلكه ابدالىها را مطيع و غلجايىها را از كشور بيرون كرده بود و قسمت اعظم ميراث اجدادش اكنون در تصرف او بود . مع الوصف ، چنان كه گفتيم ، طهماسب مجبور شد قسمتى از امتيازات سلطنتى را به سردار مقتدر خود واگذار كند و اين شخص را ، به عللى كه ديديم ، « 2 » نه از خدمت مىتوانست معزول كند و نه از نظر بيندازد . بنابراين شاه كاملا به آيندهء خود اميدوار نبود ، و شايد هم حق داشت . زيرا دو سال و نيم بعد از نيل به سلطنت ، نادر او را مجبور كرد به نفع فرزند كوچكش ، عباس ، كناره گيرى كند و اين حادثه در وقتى روى داد كه طهماسب از تركها شكست خورده و مجبور شده بود قسمت اعظم سرزمينهايى را كه نادر از آنها در سال 1730 گرفته بود دوباره به باب عالى پس بدهد . « 3 »
طهماسب در نتيجهء اخلاق خود فقط شايستگى فرمانروايى بر كشور كوچكى آن هم در زمان صلح را داشت و نمىتوانست از عهدهء امور مهمى كه در اثر تصادف به عهدهء او محول شده بود
هامش
اين مطلب را گذشته از ميرزا مهدى ، شخص ديگرى به نام مارتين فرنچ( French )كه نمايندهء كمپانى انگليسى هند شرقى در بصره بود ، تصديق مىكند . تاريخ گزارش او كه به لندن فرستاده شده است ، 20 / 9 سپتامبر 1730 است . - جلد پانزدهم .Persia And The Persian Gulf Recordsشيخ حزين در احوال ، ص 203 ، مىنويسد كه اشرف در بلوچستان يا حوالى سيستان به وسيلهء يكى از رؤساى قوم براهوى ، به نام عبد اللّه خان ، به قتل رسيد . همچنين - مطلبى كه لانگورت( Longworth )در دايرة المعارف اسلام ، جلد اول ، ص 637 ، نوشته است . به نظر من گفتهء حسين سلطان بيشتر قابل اعتماد است .
( 1 ) . لاويس( Lavisse )و رمبو( Rimbaud )در تاريخ عمومى خود ، جلد هشتم ، ص 106 ، مىنويسند كه اگر طهماسب به عنوان وارث حقيقى تخت و تاج وجود نداشت و اگر حملات روسها و تركها در ميان نبود ، اشرف مىتوانست سلسلهاى در ايران تأسيس كند . براى اين اثر - فهرست مآخذ كتاب حاضر .
( 2 ) . همين فصل .
( 3 ) . براى جزئيات ، - كتاب نادرشاه ، ص 55 - 62 .