تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
محاصرهء مشهد به شدت ادامه يافت ، ولى به جايى نرسيد . در يك مورد ملك محمود به سپاه دشمن تاخت ولى با دادن تلفات سنگين مجبور به عقب نشينى شد . اگر چه مدافعان به سختى پاى دارى مىكردند ، ولى پير محمد ، فرمان دهء لشكر ملك محمود ، از پيروزى نوميد شد و در نهانى كس نزد نادر فرستاد و پيغام داد كه در شب شانزدهم ربيع الاول « 1 » دروازه‌ها را خواهد گشود تا سپاهيان طهماسب وارد شهر شوند . در آن شب نادر و سربازانش در مجاورت دروازه موضع گرفتند . پير محمد ، طبق قولى كه داده بود ، به محض فرا رسيدن شب ، نگاهبانان را بكشت و اجساد آنها را از پشت ديوار بيرون افكند و دروازه را باز كرد . نادر با سربازانش بىدرنگ وارد شد و قسمت عمدهء شهر را به تصرف در آورد . روز بعد ، ملك محمود دو بار دست به حملهء شديدى زد ، ولى كارى از پيش نبرد . ناچار با بقيهء قواى خود به قلعهء شهر پناه برد و باقى مشهد را در تصرف نادر گذاشت . « 2 » اين واقعهء مهم كه نخستين قدم در راه استقرار مجدد سلطنت در ايران بود و به قول محمد محسن « طلوع سلطنت اعلى حضرت ( نادر ) » « 3 » محسوب مىشد در يازده نوامبر 1726 روى داد . « 4 » مدت كوتاهى بعد از آن ، ملك محمود كه بر بيهودگى مقاومت واقف شده بود در نهايت فروتنى به حضور نادر آمد و جقهء پادشاهى را از عمامه خود برداشت و سپس در يكى از حجره‌هاى ضريح امام رضا منزوى شد و تا چندى به صورت درويش زندگى كرد . نادر براى آن كه به نذرى كه سابقا كرده بود وفا كند فرمان داد ضريح را تعمير كنند و گنبد آن را دوباره به طلا بيارايند و مناره‌اى نيز از طلا در كنار اين گنبد بر پا سازند . « 5 »
هامش
[ نادر ] مورد الطاف واقع شد و به مساعدت طالع ، منصب جليل القدر قورچى باشى گرى يافت و به طهماسب قلى خان ملقب گشت . » بنابر گفتهء آورامف ، طهماسب اين لقب را در خبوشان به نادر داد . ( 1 ) . 10 نوامبر 1726 . ( 2 ) . تاريخ نادرى ، ص 38 ؛ زبدة التواريخ ، اوراقb212 وb223 ؛ هم‌چنين - آورامف ، همان كتاب ، ص 95 ؛ وى با ميرزا مهدى و محمد محسن هم عقيده است كه شهر از داخل در نتيجهء خيانت سقوط كرد . ( 3 ) . زبدة التواريخ ، ورقa223 . ( 4 ) . تاريخ وقايعى كه مورخان ايرانى در اين مورد ذكر مىكنند نادرست است و فقط قول آورامف معتبر است كه مىگويد مشهد در آغاز نوامبر سقوط كرد . ميرزا مهدى مىنويسد ( تاريخ نادرى ، ص 238 ) كه دروازهء شهر در شب 16 ربيع الثانى باز شد و اين تاريخ مقارن با شب 11 / 10 دسامبر 1726 است . محمد محسن در زبدة التواريخ ، ( ورقb212 ) اول تاريخ ربيع الاول 1138 را ذكر مىكند و روز اين ماه را نمىنويسد و سالى را هم كه متذكر مىشود غلط است ؛ بعدا ( ورقb223 ) مثل ميرزا مهدى آن را 16 ربيع الثانى ذكر مىكند ، ولى دوباره سال صحيح را به دست نمىدهد . شايد خود ميرزا مهدى با مستنسخ به غلط ربيع الثانى نوشته است ، در صورتى كه ربيع الاول 1139 بايد باشد كه شانزدهم آن مقارن با 11 نوامبر 1726 است ، و اين تاريخ با تاريخى كه آورامف به دست مىدهد يكى است . ( 5 ) . تاريخ نادرى ، ص 39 . براى علل احتمالى اين عمل نادر ، - كتاب نادرشاه ، ص 27 ، تأليف مترجم .