در اثنايى كه اين كشمكش در جريان بود ، اختلاف ديگرى در اردوى طهماسب روى داد .
توضيح آن كه فتحعليخان دريافته بود كه وجود نادر مانع خطرناكى براى تحقق مقاصد اوست و حال آن كه نادر از نفوذى كه رئيس طايفهء قاجار در نزد طهماسب تيرهبخت به دست آورده بود بيم داشت . درباريان اين شاهزاده كه هميشه در موقع احساس خطر با يكديگر هم داستان مىشدند از ترقى سريع فتحعليخان نگران شدند و در نتيجه پس از آن كه نادر روى كار آمد ، تصميم گرفتند براى برانداختن فتحعليخان با او همكارى كنند . به اين ترتيب ، زمينه براى كشمكش بين اين دو رقيب فراهم شد .
ترديدى نيست كه فتحعليخان چون از مبارزهء با نادر بيمناك بود ، در اوايل اكتبر مصمم شد به ملك محمود بپيوندد . در 29 سپتامبر / 10 اكتبر ، نادر يكى از قاصدان فتحعليخان را كه حامل نامهاى براى ملك محمود بود بازداشت كرد . در اين نامه رئيس طايفهء قاجار علاقهء خود را به همكارى با دشمن ابراز مىداشت . « 1 » روز بعد نادر آن نامه را به طهماسب داد و شاه زاده در كمال عصبانيت فتحعليخان را به حضور طلبيد و علت ارسال نامه را خواستار شد . رئيس طايفهء قاجار از عهدهء اين كار بر نيامد و در نتيجه در يكى از چادرهاى نادر زندانى شد . طهماسب مايل بود فتحعليخان را بىدرنگ به قتل برساند ، ولى نادر كه مىترسيد اين كار عكس العمل ناگوارى در روحيهء سربازان قاجار داشته باشد ، پيش نهاد كرد كه وى در قلعهء كلات نادرى تا وقت سقوط مشهد زندانى و بعد از آن آزاد شود . « 2 » طهماسب با اين پيش نهاد موافقت كرد ، ولى در همان روز ، هنگامى كه نادر مشغول مشورت بود ، شاهزاده يكى از سربازان قاجار ، به نام مهدى ، را با مرد ديگرى كه هر دو از فتحعليخان دل پرخونى داشتند به اردوى نادر جهت كشتن فتحعليخان فرستاد . نگهبانان نادر كه تصور مىكردند آن دو نفر از طرف او آمدهاند به آنها اجازه دادند به چادرى كه فتحعليخان در آن بود داخل شوند و در نتيجه مأموران طهماسب سر او را از تن جدا كردند . به اين ترتيب مردى كه در صورت زنده ماندن يكى از رقباى سرسخت نادر مىشد از ميان رفت .
راجع به طرز كشته شدن رئيس جاه طلب طايفهء قاجار اقوال گوناگونى وجود دارد . مورخان دورهء قاجاريه طبعا كوشيدهاند ثابت كنند كه وى در اثر اتهامات نادر به شهادت رسيد . « 3 » ولى از
هامش
( 1 ) . آورامف ، همان كتاب ، ص 94 . همچنين - محمد محسن ، زبدة التواريخ اوراقb212 وb223 .
( 2 ) . آورامف ، همان كتاب ، ص 94 ، تاريخ نادرى ، ص 37 .
( 3 ) . رضا قلى خان ، روضة الصفا . سرهار فورد جانز بريجز( Brydges )در كتابThe Dynasty of the Kajars , p . 5، از قول عبد الرزاق مىنويسد : « نادر شاه افشار نيز ، كه اقدامات خصمانهاى به عمل آورده و براى به دست آوردن تاج شاهى كوشيده بود ، به شاه طهماسب پيوست . بعد به زودى دريافت كه فتحعليخان مانعى براى انجام يافتن مقاصد اوست و بنابراين منتظر بدنام كردن و متهم ساختن اين مرد بزرگ شد . شاه طهماسب عاقبت به پيش نهاد اعيان ديوانه گوش داد و فتحعليخان را در تاريخ 14 صفر 1139 شربت شهادت نوشانيد . » .