تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مدت مديدى نگذشت كه فتحعليخان كه شخص متنفذ و با اراده‌اى بود شاه‌زادهء ضعيف النفس را تحت نفوذ خود در آورد . سميون آورامف كه در 29 مه / 9 ژوئن 1726 با او ملاقات كرد مىنويسد كه موقعيت او بسيار رقت انگيز بود و در واقع مثل يك نفر زندانى به شمار مىآمد . در جزء كسانى كه حضور داشتند فتحعليخان به عنوان حاكم استر آباد و عليقلى خان قاجار حاكم سابق آن ايالت و محمد ميرزا برادر زادهء محمد قليخان ( كنستانتين سوم ) كاختى و ميرزا عبد اللّه اعتماد الدوله طهماسب ديده مىشدند . آورامف مىنويسد كه فتحعليخان ملبس به جامه‌هاى فاخر بود و ظاهرا لباسى را كه از بار و بنهء طهماسب بعد از جنگ در اشرف ( شهرى در مازندران ) برداشته بود به تن داشت . با خود آورامف به بدى رفتار كردند و نامه‌هاى او را به خشونت از دستش گرفتند و به او اجازهء سخن گفتن ندادند . « 1 » خود خواهى و جاه طلبى مسلما در اين وقت بر وجود فتحعليخان مستولى بود . وى فقط دو هزار سرباز در اختيار داشت ، در صورتى كه قواى نظامى اشرف به مراتب بيشتر بود و اگر چه فتحعليخان مىدانست كه در نتيجهء همكارى با طهماسب ، كه قواى مختصرى در اختيار داشت ، كارى از پيش نمىبرد ، ولى اميدوار بود كه بتواند تمام كسانى را كه به سلسلهء صفويه وفادار مانده بودند به دور طهماسب ، تنها بازماندهء شاه سابق ، گرد آرد و چون مرد باهوش و دور انديشى بود ، از فوايد همكارى با آن شاه زاده از اين نقطه نظر آگاهى داشت و شايد مىدانست كه با شخصيت نيرومند خود مىتواند عنان اختيار او را به دست آرد و در موقع خود در رأس امور قرار گيرد . وى مسلما از بهتر شدن وضع طهماسب يا به عبارت ديگر از بدتر شدن اوضاع دشمنانش وقوف داشت . در ماه مارس 1726 ، ادعاهاى گستاخانهء اشرف باعث جنگ او با تركيه شده و به همين علت نه او و نه ترك‌ها نمىتوانستند تا مدتى توجهء خود را معطوف به امر طهماسب كنند ، زيرا تأثير جنگ با او باعث تضعيف آنها ، مخصوصا غلجايىها ، مىشد . اشرف نمىخواست قوايش تقليل يابد ، زيرا با زور بر مردمى حكومت مىكرد كه تعداد آنها به مراتب بر طرف‌دارانش برترى داشت و از او به علل نژادى و مذهبى متنفر بودند . از طرف ديگر قتل محمود به دست اشرف باعث دشمنى ميان او و برادر محمود ، كه در قندهار مستقلا حكومت مىكرد ، شده بود . در نتيجه اشرف از آن ناحيه اميد كمكى نداشت . چنان كه ديديم روسيه بعد از مرگ پطر كبير از عمليات تجاوزكارانهء خود تا حدى منصرف گرديد . ابدالىها هنوز مطيع و مقهور نشده بودند ، ولى در نتيجهء اختلافات داخلى بسيار ضعيف شده بودند ، « 2 » و ظاهرا تا مدتى نمىتوانستند اقدامى بكنند . همچنين ملك محمود به استقلال فرمان روايى مىكرد ، ولى خطر او از ديگران كم‌تر بود .
هامش
( 1 )Avramov , Zapiski , loc cit , P . 91. ( 2 ) . - فصل هشتم .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 266 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى