تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
ناچار به بين النهرين رفت و در آنجا ترك‌ها به خيال آن كه وجودش در قسطنطنيه مثمر ثمرى خواهد شد او را به آن شهر فرستادند . « 1 » يكى ديگر از مدعيان سلطنت كه خود را سلطان محمود ميرزا ، بزرگ‌ترين فرزند شاه سابق ، مىدانست مدتى بر اراضى ساحلى واقع بين گمبرون ( بندر عباس ) و حدود شمالى مكران مستولى شد . « 2 » يكى از شورش‌هايى كه باعث مزاحمت طهماسب و مخصوصا روسيه و تركيه گرديد و به وسيلهء قلندرى به نام زينل بن ابراهيم از اهالى لاهيجان بر پا شد . اين درويش خود را اسماعيل ميرزا ، يكى ديگر از فرزندان شاه سلطان حسين مىدانست و مثل مدعيان پيشين مىگفت كه قبل از كشته شدن شاه‌زادگان به دست محمود از اصفهان گريخته است . « 3 » عده‌اى از مردم دلير و كوه نشين ناحيهء ديلم به او پيوستند و وى بعد از يك سلسله مبارزه با طرف داران طهماسب ، با قواى روس در گيلان به جنگ پرداخت . روس‌ها زينل را به منطقهء ترك‌ها عقب راندند و او در آنجا پيروزىهايى به دست آورد . يكى از ترك‌هاى ياغى ، به نام عبد الرزاق ، و جمعى از طوايف شاهسون و شقاقى به آنها ملحق شدند و به تعقيب ترك‌ها پرداختند و در تابستان 1728 پادگان ترك را در اردبيل مدت دو هفته محاصره كردند ، ولى ترك‌ها عاقبت پيروز شدند و زينل را گرفتند و به قتل رساندند . « 4 » دو نفر شياد ديگر غير از زينل خود را اسماعيل ميرزا خواندند . اولى در بختيارى شورشى بر پا كرد ، ولى به زودى مغلوب شد . دومى بعد از جلوس طهماسب در اصفهان به حضور آمد و وى را متقاعد كرد كه همان اسماعيل ميرزا است ، ولى طهماسب به زودى او را بكشت زيرا ادعاى تخت و تاج مىكرد . اگر چه طهماسب ادعاى او را قبول داشت ، ولى در صحت گفتار آن مرد ترديد داريم . مردى ديگر كه خود را محمد ميرزا مىدانست ، در بلوچستان سر به شورش برداشت و مردم او را « شاه‌زادهء خرسوار » خواندند ، ظاهرا به علت آن كه هميشه بر خرى سوار مىشد . وى با سيد احمد از در مخالفت در آمد و وى را شكست داد ، ولى اشرف عاقبت او را مجبور به فرار به هندوستان كرد . « 5 » گذشته از اشخاصى كه نام برديم ، مدعيان ديگرى وجود داشتند « 6 » ولى ظاهرا جزئيات كار آنها ضبط نشده است . « 7 »
هامش
( 1 ) . براى جزئيات پذيرايى از او - فصل بيست و هفتم . ( 2 ) . - اواسط فصل سى و سوم . ( 3 ) . تاريخ نادرى ، صفحات 15 - 16 . ( 4 ) . تاريخ نادرى ، ص 16 ، فن هامر به غلط مىنويسد ( جلد چهاردهم ، ص 174 ) كه اين مرد سر دستهء محافظان طهماسب بود . ( 5 ) . تاريخ نادرى ، ص 15 . ( 6 ) . - اوايل فصل بيستم كتاب حاضر . ( 7 ) . به استثناى سام ميرزا كه مختصرى دربارهء او در فصل بيست و هفتم گفته خواهد شد .