مولتان كه ميان آنها و غلجايىها ( همچنين ابدالىها ) از قديم روابط نزديك موجود بود تشكيل مىدادند و به همين علت عدهء زيادى از مردم مولتان بعد از آنكه غلجايىها در سال 1722 به ايران حمله بردند به دنبال آنها آمدند . زردشتيان در درجهء پنجم قرار داشتند . در زمان دو فرمان رواى غاصب افغانى به اين عده اجازه داده شد مراسم مذهبى خود را به جا آرند . راجع به رفتارى كه با زردشتيان در اين عهد مىشد اطلاعات دقيق و موثقى در دست نداريم ، ولى مىتوان گفت كه وضع آنها بدتر از زمان شاه سلطان حسين نبود ، زيرا در عهد سلطنت اين پادشاه به متعصبان شيعى اجازهء تعقيب آنها داده شده بود . همين مطلب دربارهء كليمىها كه در درجهء ششم قرار داشتند صادق است . ايرانيان بدبخت آخرين گروه محسوب مىشدند و عدهء آنها به مراتب از اقوام مختلفى كه در ايران مىزيستند بيشتر بود . « 1 »
بايد به خاطر داشت كه اشرف گذشته از آن كه اعيان و اشرافى را كه با طهماسب در تماس بودند به قتل رسانيد ، شاه سابق را نيز بكشت .
شيخ محمد على حزين دربارهء وضع ايران در اين عهد مطالبى ذكر مىكند كه نمىتوان آن را اغراق آميز دانست . وى مىنويسد :
« مملكت خراب و ضوابط و قوانين ملكى در آن چند سالهء ايام فترت همه از هم ريخته و پادشاه صاحب اقتدار و با تدبيرى و رايى بايست كه تا مدتى به احوال هر قصبه و قريه محال پردازد و به صعوبت تمام ملك را به اصلاح آورد . اين خود در آن مدت قليله نشده بود ، و از مقتضيات فلكيه در اين ازمنه رئيسى كه صلاحيت رياست داشته باشد در همه روى زمين نيست ، و در هر حال هر يك از سلاطين و رؤسا و فرمان دهان آفاق ، چندان كه انديشه رفت ، ايشان را از همه رعيت يا از اكثر ايشان فرومايهتر و ناهنجارتر يافتم ، مگر بعض فرمان دهان ممالك فرنگ كه ايشان در قوانين و طرق معاش و ضبط اوضاع خويش استوارند و از آن به سبب مباينت نامه به حال خلق ساير اقاليم و اصقاع « 2 » فايدهء چنان نيست . » « 3 »
يكى از مشخصات اين دورهء آشفته آن بود كه بسيارى از مدعيان تاج و تخت سلطنت ادعا مىكردند كه از فرزندان يا بستگان شاه سلطان حسين هستند و تمام اين عده ، به استثناى سيد احمد « 4 » شياد بودند . اين اشخاص به سهولت موفق مىشدند عدهاى را به دور خود گردآورند و اين موضوع نشان مىدهد كه مردم تا چه اندازه مشتاق نجات يافتن از آن وضع بودند و چگونه براى رهايى از دست فاتحان افغانى متشبث به هر وسيلهاى مىشدند . باعث تأسف است كه عده زيادى از ايرانىها بيهوده در اين تلاش و كوششها از بين رفتند . اگر طهماسب اين نهضتها را به
هامش
( 1 ) . كروسينسكى ، صفحات 323 - 325 ، كلراك ، ج سوم ، صفحات 5 - 6 .
( 2 ) . سواحل ، نواحى .
( 3 ) . احوال ، صفحات 214 - 215 .
( 4 ) . سيد احمد از طرف مادر نبيرهء شاه سلطان حسين بود .