فصل بيست و دوم وضع مردم ايران در زمان سلطنت اشرف
به طور كلى مردم ايران ظرف چهار سال و نيم فرمان روايى اشرف وضع وحشتناكى داشتند . در اثر جنگ و شورش و قحطى و طاعون يك دهم عدهء آنها از بين رفت و زنان و فرزندانشان غالبا به عنوان برده به فروش رسيدند ( در منطقهء اشغالى تركها ، به سربازان ترك اجازه داده شد زنان و كودكان ايرانى را مانند برده بفروشند . اين عمل بىرحمانه در اثر فرمان مورخ 5 دسامبر 1725 منسوخ گرديد ) . « 1 » همچنين خانههايشان ويران و وسايل زندگىشان نابود شد و در نتيجهء جنگ و تقسيم كشور به مناطق مختلف و وجود عدهء زيادى دزد و راه زن ، تجارت به كلى متوقف گرديد .
ايرانىها در تمام مناطق اشغالى آرزومند بازيافتن آزادى بودند . در منطقهء افغانها ، غالب مردم از فاتحان كشور به علل نژادى و مذهبى ، و همچنين به علت ظلم و شقاوت آنها ، تنفر داشتند . چنان كه گفتيم ، « 2 » محمد رشيد سفير تركيه هنگامى كه در بهار 1729 در اصفهان بود « 3 » چنين گزارش داد كه مردم آن شهر از گرسنگى مىميرند . ساكنان پاى تخت وضع رقت بارى داشتند ، زيرا هميشه مىترسيدند كه منزل آنها مورد دستبرد قرار گيرد و از بين برود و خود آنها طعمهء شمشير شوند .
اشرف اگر چه در آغاز با ايرانىها خوشرفتارى كرد ولى بعدا تنفر و تحقير خود را نسبت به آنها در فرمانى كه منتشر ساخت نشان داد . در اين فرمان كه به تمام قسمتهاى كشور فرستاده شد مردم از لحاظ نژادى به هفت گروه تقسيم شده بودند . گروه اول طبعا غلجايىها بودند و عجب اينجاست كه بعد از آنها ارامنه قرار داده شده بودند . طوايف درگزين ، كه مثل افغانها سنى و عدهاى از آنها جزو قشون اشرف بودند ، در درجهء سوم قرار داشتند . گروه چهارم را هندىهاى اهل
هامش
( 1 ) . فن هامر ، جلد چهاردهم ، ص 137 .
( 2 ) . - صفحه 342 اين كتاب .
( 3 ) . در واقع هنگامى به او اجازهء دخول به شهر دادند كه قرار شد به حضور پادشاه برسد .