محمد رشيد به سه منزلى اصفهان رسيد ، مهمان دار اشرف به استقبالش آمد و از او به خوبى پذيرايى كرد ، ولى وقتى سفير به حوالى پاى تخت نزديك شد ، از ورود او ممانعت كردند و در عوض او را در قصرى به نام « سرچه سراى » « 1 » در خارج شهر جاى دادند .
افغانها با محمد رشيد و همراهانش به خوبى رفتار كردند ، ولى آنها را مثل زندانيان نگاه داشتند و نگذاشتند با هيچ كس به جز مأموران اشرف ملاقات كنند . محمد رشيد مىنويسد كه مردم از تركهاى عثمانى تنفر دارند ، ولى تصريح نمىكنند كه مقصود از مردم افغانهاست ، يا ايرانىها ، يا هر دو ملت . در 27 مارس 1729 اعتماد الدولهء اشرف رسما محمد رشيد را پذيرفت و به او گفت اشرف قصد دارد به ايرانىها در مشهد حمله كند و به همين علت است كه نمىتواند سفير را مطابق رسوم بپذيرد .
چند روز بعد از آن محمد رشيد به حضور اشرف در چهل ستون بار يافت . اشرف بر تخت جواهرنشان نشسته بود و تاج شاه سلطان حسين را برسر داشت . در اطراف او عدهاى قزلباش يا هم چنان كه محمد رشيد مىنويسد « ايرانيان رافضى » ايستاده بودند . هنگامى كه سفير نامهء سلطان را تقديم كرد ، اشرف برخاست و آن را به دست گرفت و بوسيد و لحظهاى بر سر نهاد و سپس آن را روى نوعى رو بخارى كه از آن پارچهاى پر از جواهر آويخته بود گذاشت . پس از آن كه اشرف از حال سلطان جويا شد و محمد رشيد جوابى درخور داد ، مجلس پايان يافت .
محمد رشيد مىنويسد كه هداياى ناچيزى كه به او داده شد حاكى از پريشانى و فقر ايران بود . بسيارى از مردم از گرسنگى در كوچههاى اصفهان مىمردند و بازماندگان مىترسيدند يا از خانههايشان بيرون رانده شوند و يا به قتل برسند . و به همان علت بود كه افغانها به سفير اجازه ندادند داخل شهر شود ، مبادا فقر و فلاكت مردم را به چشم خود ببيند .
چنان كه گفتيم ، اشرف عازم خروج از اصفهان بود تا به قواى طهماسب حمله كند و مردم بيم داشتند كه پاى تخت براى بار دوم به محاصره افتد . « 2 »
هنگامى كه محمد رشيد در ششم آوريل 1728 به حضور اشرف رسيد ، از او اجازهء بازگشت به تركيه گرفت .
نمايندهاى كه از طرف اشرف براى تصويب عهدنامهء صلح به قسطنطنيه فرستاده شد ، محمد خان بلوچ ، حاكم شيراز بود كه بعد از بازگشت محمد رشيد افندى به پاى تخت تركيه رسيد .
دولت تركيه به علت رفتارى كه با سفيرش شده بود تصميم گرفت آزادى نمايندهء اشرف را محدود كند ، و براى آن كه وى را تحت تأثير قرار دهد ، فرمان داد با شكوه و جلال تمام از او پذيرايى و
هامش
( 1 ) . سرچهسراى به معنى گنجشك خانه است ؛ من نتوانستهام اين ساختمان را پيدا كنم .
( 2 ) . براى دانستن اقدامات اشرف به منظور دفع اين خطر ، - فصل بيست و ششم .