فصل بيست و يكم جنگهاى اشرف با تركيه و روسيه
1 - جنگ با تركيه
از آنجا كه قسمت مهمى از خاك ايران در دست تركها بود و خطر پيش روى آنها به طرف شرق وجود داشت ، اشرف لازم دانست كه ، يا با وسايل صلح جويانه و يا با جنگ ، اختلافات خود را با آنها حل كند . اگر چه ظاهرا از تركها بيشتر از روسها و طهماسب مىترسيد ، ولى نمىخواست خود را زير دست آنها نشان دهد .
اشرف چندى بعد از جلوس به تخت سلطنت ، يكى از قاطرچىهاى سابق ، به نام عبد العزيز ، را كه از آن شغل پست به مقام فرماندهى پادگان جلفا رسيده بود ، به عنوان سفير در دربار تركيه انتخاب كرد و چون مىدانست كه وى تجربه و مهارت كافى براى اين مأموريت ندارد ، يكى از ارامنهء معروف جلفا ، به نام امانوئل شريمان ، را به عنوان منشى با او فرستاد . « 1 »
عبد العزيز در ماه ژوئن 1725 از اصفهان حركت كرد و سه نامه با خود برد . نامهاى از اشرف خطاب به سلطان ، و نامهء ديگرى از اعتماد الدولهء اشرف جهت وزير اعظم تركيه ، و سومى كه به زبان عربى نوشته شده و به امضاى نوزده تن از علماى افغانى بود براى عبد اللّه مفتى تركيه و ساير علماى اين كشور ارسال شده بود . عبد العزيز چون دوبار در راه توسط مأموران ترك بازداشت شد ، نتوانست قبل از بيستم ژانويه 1726 « 2 » به اسكودار برسد .
ورود نمايندهء افغانى به سواحل بسفور در ميان مردم تركيه عكس العملهاى مختلفى داشت .
داماد ابراهيم و ساير وزراء مسلما توسط احمد پاشا از مضمون حقيقى نامههاى عبد العزيز آگاه شده بودند ، ولى عامهء مردم از رسيدن سفير اظهار خشنودى مىكردند ، زيرا به غلط چنين
هامش
( 1 ) . كروسينسكى ص ، 316 ( خود كروسينسكى با اين هيئت به تركيه رفت ) . براى جزئياتى دربارهء خانوادهء شريمان ، -A Chronicle of the Carmelites , vo 1 . II , pp . 1358 - 62( 2 )Clairac , vo 1 . II , p . 296.