پذيرفت و در نزديكى ورامين با افغانها روبهرو شد ، ولى شكست خورد و تصميم گرفت به دنبال طهماسب به مازندران بگريزد و تهران را به دست سرنوشت بسپارد . « 1 » ترديدى نيست كه وى نمىخواست با قواى مختصر خود به زبر دست خان بتازد و امكان دارد كه به فكر شورش بود .
در هر حال فتحعليخان به طهماسب در مازندران نپيوست و با عدهاى ، احتمالا از طريق استر آباد و بسطام ، به دامغان رفت و قواى يكى از سرداران طهماسب را ، به نام ذوالفقار ، كه در ناحيهء قومس مشغول جمع آورى لشكر بود در محاصره گرفت .
ذوالفقار و همراهانش كه آذوقهء كافى نداشتند و نمىتوانستند مدت زيادى مقاومت كنند از شهر خارج شدند و از ميان خطوط دشمن فرار كردند .
در نتيجه ، فتحعليخان دامغان را به تصرف در آورد ، ولى به زودى از راه كوههاى البرز به مازندران رفت و در اواخر ماه مه 1726 با طهماسب در شهر اشرف مواجه شد و او را شكست داد . « 2 »
هامش
از كاشان عازم تهران شد ، ولى بعد از آن كه با افغانها در ابراهيم آباد نزديك ورامين نبرد كرد ، از قصد خود منصرف گرديد . سنواتى كه محمد تقى سپهر راجع به اين دوره به دست مىدهد بسيار غلط است .
( 1 ) . تاريخ نادرى ، ص 12 .
( 2 )Avramov , Zapiski , p . 91.