تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
را كه در اين لشكركشى لازم خواهد داشت گزارش داد . « 1 » پطر در پاسخ نوشت كه اين واقعه درست فرصتى به دست مىدهد كه : « . . . شما را براى آن آماده كرده‌ايم . در مورد شاه‌زادهء گرجستان « 2 » و ساير عيسوىها ، اگر احتياج به هر كدام از آنان پيدا شد . آنها را اميدوار كنيد ، ولى به علت تندى و بىملاحظگى اين مردم ، به كارى قبل از ورود ما اقدام نكنيد . تا بعد بهترين تدبيرها را به كار بريم . » « 3 » يكى از نكات قابل توجه جواب پطر به ولينسكى اين است كه نشان مىدهد وى كوچك‌ترين اعتماد و اطمينانى به عيسويان قفقاز نداشت . ظاهرا پطر كبير نمىخواست حملهء خود را به ايران قبل از سال 1723 آغاز كند زيرا در نظر داشت اشكالاتى را كه در نتيجهء جنگ با سوئد پيش آمده بود بر طرف سازد و بعد تجهيزات جنگى را فراهم آورد . « 4 » ولى توجه تركيهء عثمانى به امور ايران و خبر حملهء دوم محمود او را ترغيب كرد كه نقشهء خود را در سال 1722 عملى كند . پطر آورامف را به اصفهان فرستاد تا نه فقط از غارت شماخى بلكه از حملهء ازبكان به يكى از كاروان‌هاى روسى كه از چين به روسيه مىرفت شكايت كند . چون اصفهان در محاصره بود ، آورامف نتوانست به دربار ايران برسد و در عوض به فرح آباد رفت و شكايت خود را به محمود عرضه كرد . محمود هم به درستى پاسخ داد كه وى مسئول عمليات لزگىها يا ازبك‌ها نيست ، زيرا آنها نه دوستان و نه اتباع او هستند . ولى علاقهء خود را به دوستى با روسيه اظهار داشت . « 5 » در اين ضمن پطر كبير كه با عجله مشغول تهيه مقدمات حمله به ايران بود ، در اوخر ژوئن به حاجى طرخان رسيد و چهار هفته به نظارت در تهيهء آخرين تداركات گذراند و هنگامى كه در حاجى طرخان بود اعلاميهء بلند بالايى خطاب به شاه و اتباع او صادر كرد و در آن متذكر شد كه روس‌ها براى كمك آنها و سركوبى افغان‌ها و لزگىها خواهند آمد . « 6 » قابل توجه است كه در اين اعلاميه پطر كبير قول داده بود كه اتباع ترك و منافع آنها را از خطر حفظ كند . اين سند را
هامش
( 1 ) . همان كتاب - اواخر فصل يازدهم چنان كه در آنجا گفتيم ، تخمينى كه ولينسكى زد صحيح نبود . هنگامى كه پطر كبير به ايران حمله برد ، قواى نظامى او به مراتب بيش از آن بود كه ولينسكى تخمين زده بود . ( 2 ) . يعنى وختانگ ، اين شخص پس از آن كه آيين اسلام را پذيرفت ، دوباره پادشاه كارتيل و والى گرجستان شد ( 1719 ) . ( 3 )Soloviev , vo 1 . XVIII , p . 38. ( 4 )Butkov , Materiali , vol . 1 , p . 10. ( 5 )Clairac , vo 1 . 11 . pp . 34 - 5. ( 6 ) . ترجمهء آلمانى اين اعلاميه در« Tage - Buch »اثر سويمونف در ،Sammlung Russischer Geschichichte , vo 1 . VII , pp . 215 - 20ديده مىشود . در متن اين اعلاميه تاريخ واقعهء شماخى سال 1712 ذكر شده است ، در صورتى كه 1721 است . ( - اواخر فصل يازدهم ) .