محمود پس از گذشتن از دروازهء قصر ( جايى كه گاردان و ساير فرانسويان مقيم شهر براى اداى احترام ايستاده بودند ) به اتاق بار عام رفت و بر تخت نشست . سپس سلطان حسين بدبخت كه دوباره به حضور او آورده شده بود او را به پادشاهى پذيرفت و بعد از او وزرا و اعيان و اشراف مراسم اطاعت را به جا آوردند . چند لحظه بعد توپهاى شهر و سنگرها براى اعلام اين جريانات به صدا در آمد . در خاتمهء اين تشريفات ، محمود فرمان داد از اشخاصى كه براى اظهار اطاعت آمده بودند پذيرايى شود . « 1 »
به اين ترتيب دورهء فرمانروايى افغانها فرا رسيد .
هامش
سرسخت پيغمبر بود . در آن عهد يكى از رؤساى بلوچى شداد نام داشت ، ولى بعيد است كه ميرزا مهدى نام او را در متن كتاب خود ذكر كرده باشد .
( 1 ) . كلراك ، جلد دوم ، ص 17 .