تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
لزگىها بيش از حد معمول آشوب بر پا مىكردند ، زيرا ايرانىها به علل مذهبى به آنها جور و ستم روا مىداشتند و از طرف ديگر كمك مالى دولت ايران به آنها نمىرسيد . « 1 » گذشته از اين ، متعصبان تركيهء عثمانى از طرز رفتار ايرانىها با سنىها در شيروان و داغستان سخت خشمگين بودند . سلطان احمد ثالث براى آن كه اطلاعاتى دربارهء ايران كسب كند درى افندى را در اواخر 1720 در رأس هيئتى به تهران ، كه در اين وقت شاه سلطان حسين و درباريان آنجا بودند ، اعزام داشت . « 2 » به علاوه ، پطر كبير كه مىديد جنگ طولانى با دشمن شمالى رو به اتمام مىرود توجه خود را معطوف به ايران كرد . در خليج فارس اعراب مسقط و متفقين آنها مشغول تاخت و تاز بودند و چون بر دريا تسلط داشتند ، توانستند جزاير بحرين و همچنين قشم و لارك را به تصرف در آورند . « 3 » در جنوب و جنوب شرقى ، طوايف بلوچ نواحى بم و كرمان را غارت كردند . وضع عربستان به علت كشمكش ميان خانوادهء مشعشع براى تحصيل مقام والى بسيار آشفته بود . « 4 » در زمانى كه خطر از هر سو ايران را تهديد مىكرد ، قدرت دفاعى اين كشور متدرجا رو به نقصان مىرفت . شاه كه سرگرم عيش و نوش بود ، توجهى به امور مملكت نداشت و درباريان و اشراف و اعيان بيشتر در فكر منافع و اغراض خود بودند . از قشون كه روزگارى قدرت فراوانى داشت فقط اسمى بر جاى بود و تقريبا تمام فرمان‌دهان و سربازان بدون تجربه بودند و به درد جنگ نمىخوردند . شايد محمود قندهارى به طور كلى از اوضاع ايران خوب مطلع نبود . ولى مسلما مىدانست كه شرايط براى شخص جسورى كه تصميم به حمله بگيرد متدرجا مساعدتر مىشود و ممكن است كه خيال حمله به ايران و خلع پادشاه و بر تخت نشستن را در سر مىپرورانيد . مىگويند ميرويس كه شخص زيرك و جاه طلبى بود چنين نقشه‌اى در سر داشت و اجراى آن را به عهدهء فرزند خود سپرد . در واقع شايد اين موضوع صحت داشته باشد ، ولى از رفتار محمود در سال‌هاى بعد چنين بر مىآيد كه وى خيال داشت فقط به يك حملهء مقدماتى دست بزند تا : اولا ، قوت دولت صفوى را بيازمايد ؛ ثانيا ، مقام خود را مستحكم كند ( بايد به خاطر داشت كه سن او بيش از نوزده يا بيست سال نبود ) ؛ و ثالثا ، سپاهيان خود را دور از محل اقامت آنها به كسب تجربيات جنگى وا دارد . محمود بعد از آن كه براى ادارهء امور قندهار وسايل لازم را تهيه ديد ، در اواخر تابستان 1719 با يازده هزار سرباز به جانب غرب حركت كرد . و براى آن كه اقدام او باعث سوء ظن و نگرانى
هامش
( 1 ) . در خصوص دير رسيدن يا نرسيدن اين كمك‌هاى مالى - آخر فصل چهارم كتاب حاضر . ( 2 ) . براى جزئيات مأموريت درى افندى و نتايج آن ، - فصل يازدهم كتاب حاضر . ( 3 ) . - اوايل فصل بعد . ( 4 ) . براى جزئيات ، - تاريخ پانصد سالهء خوزستان ، تأليف كسروى ، ص 96 - 105 .