خرمآباد را ويران كرد و گروه زيادى از مردم آنجا را از قله كوهها به زير انداخت . تيمور پس از فتح اين ناحيه در جلگه نهاوند به سپاه اصلى خود پيوست 54 . »
در قرن شانزدهم شاه عباس كبير كه در ايران بدعتهاى تازهاى گزارد ، عنوان اتابك را در لرستان كوچك منسوخ نمود و به حكمران اين ناحيه لقب والى داد . از آن ببعد اين نامگذارى بوسيله اعقاب حسين خان يعنى اولين كسى كه اين عنوان را دريافت نمود نگاهداشته شده است . پيش از اين متذكر شديم كه چهار والى از تيولدارهاى عمده شاه محسوب ميشدند كه عبارت بودند از والى گرجستان ، والى كردستان يا اردلان ، والى لرستان و والى عربستان يا هويزه . از اين شاهزادگان خراجگزار فقط واليان كردستان و لرستان القاب خود را نگاهداشتهاند هرچند كه قدرت سابق خود را ندارند . من معتقدم كه آخرين والى عربستان كه در تاريخ از وى نام برده شده است همان كسى است كه خائنانه تاج شاه سلطان حسين شاهزاده نگونبخت صفوى را تسليم افغانها نمود . چنان كه والىهاى گرجستان در اواخر قرن هيجدهم از تهاجم خونين آغا محمد خان ضعيف شده و نتوانستند در مقابل حملات پىدرپى تركها و ايرانيان و ديگر دشمنان ديرينه خود مانند طوايف مسلمان قفقاز پايدارى كنند . آنها خود را به روسيه كه قبلا با زنجير ايمان بيك مذهب بهم پيوند شده بودند تسليم كردند .
به هنگام هجوم آوردن افغانها به ايران ، والى لرستان در يك لحظه مساعد دوباره در صحنه تاريخ ظاهر مىشود . عليمردان خان ، والى لرستان ، بواسطه دسيسههاى دربار به كرمان تبعيد شده بود و برادر كوچكتر او بجاى وى منصوب گرديد . اما هنگاميكه افغانها اصفهان را محاصره كردند شاه سلطان حسين كه از لياقت اين مرد شريف آگاه بود او را احضار نمود و بفرماندهى كل قواى ايران كه مىبايستى در خوانسار گرد آيند منصوب ساخت . در آن لحظه بحرانى امكان داشت ايران از چنگ دشمن رهائى يابد اما حكمرانان ايالات با عدم قبول خدمت كردن زير دست يك فرمانده لر رفاه مملكت را فداى غرور شخص خويش نمودند .
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 176
مساهمون: سيسيل جان ادموندز
ص١٧٦