رود دزفول يا دز كه از نزديكى بروجرد سرچشمه ميگيرد و از پيوند آب دو نهر كوهستانى تشكيل شده كه پس از عبور از نواحى ناهموار و كوهستانى وارد جلگه دزفول مىشود ، و پس از گذشتن از شهرى به همين نام و رسيدن به خرابههاى شوش ناگهان به جنوب شرقى مىپيچد و در بند قير به كارون مىپيوندد .
بالارود : بالارود هم مانند شاپور يا رود شاور يكى از شاخههاى فرعى رود دزفول است كه هر دو در نزديكى خرابههاى باستانى سوزا جريان دارند .
كرخه از چند نهر قابل ملاحظه كه از نواحى مختلف مانند نهاوند ، همدان ، كرمانشاهان ، و كردستان ايران ، اردلان 45 سرچشمه ميگيرند تشكيل شده است . اين رود نيز از جاهاى مختلفى كه ميگذرد در هرجا به يك نام خوانده مىشود . چنان كه در كرمانشاه قرهسو و پائينتر به گاماساب نامبردار است ، و در نزديكى خرابههاى شوش كرخه نام دارد . شاخههاى عمدهء آن در لرستان ، كشكان ( شاخه فرعى رود خرمآباد ) و آب زال مىباشد كه هر دو جريانى سريع دارند و از ميان كوههاى پيشكوه عبور ميكنند .
لرستان هميشه يكى از سركشترين نواحى ايران محسوب مىشده است . طبيعت كوهستانى ناحيه ، فاصلهء آن تا مقر حكومت ، نزديكى آن بمرز تركيه و بالاتر از همه خوى وحشى ساكنين آن هميشه براى دستگاه حكومتى مخاطرهآميز بوده است .
هنگاميكه منگو خان ( منگوقاآن ) برادر خود هلاكو را بحكومت ايران منصوب كرد ، از جمله دستوراتى كه به او داد نابود كردن لرها و كردها بخاطر غارتگرى آنها در جادههاى كوهستانى 46 بود .
در روزگار باستان لرستان كوچك بوسيله قوم كاسى مسكونى بود كه استرابون 47 ، آريان 48 ، كورتيوس 49 ، ديودور 50 آنها را غارتگران كوهنشين و وحشى توصيف كردهاند .
من نظريه ماژور راولينسون را مبنى بر اينكه انتيگون پس از شكست سپاهيانش از ايومنس 51 ، از خاك لرستان عبور كرده 52 است ، بر نظريه كشيش ف . ويليامز كه در اين مورد تحقيقات استادانهاى انجام داده است ، ترجيح مىدهم 53 . بهرحال بحث دربارهء اين مطلب از موضوع ما خارج است .
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 174
مساهمون: سيسيل جان ادموندز
ص١٧٤