اين تنها موردى نيست كه لرستان از طرف قواى مهاجم مورد تعرض قرار گرفته است . در ابتداى فتح ايران بدست اعراب ميخوانيم كه اعراب بصرى
Boseri
كه خود را در اهواز مستقر نموده بودند ، تحت فرماندهى لقمان بن مكران كه از خوزستان تا كرخه قشونكشى نموده و در نهاوند سپاهيان ايران را شكست داد وارد ماد شدند . در حالى كه سردار ديگر عرب بنام ابن عبد الله نتوانسته بود به پيشروى از گذرگاه زاگرس در طوق گيره موفق شود .
ميرخواند در ضمن « حوادث تاريخى سلاطين بويه » مىنويسد كه مردآويج به كمك ابو شجاع ديلمى لرستان را به ساير متصرفاتى كه از ماكان شاهزاده سامانى گرفته بود ضميمه كرد . ولى به نظر ميرسد كه اين ناحيه براى مدت زيادى در تصرف او باقى نمانده باشد ، زيرا به زودى پسران بويه يا ابو شجاع ، مرداويج را مجبور نمودند كه بنواحى گيلان و ديلم اكتفا كند اما در حالى كه آنها رؤساى نواحى جنوبى و غربى ايران شدند و جانشين سلسله سامانى در دستگاه خليفه بغداد گرديدند .
از قرن يازدهم تا آخر قرن شانزدهم ، لرستان بوسيلهء اتابكان خود يعنى سلسله خورشيدى اداره ميشد ولى اطلاعات دربارهء آنها اندك و نامطمئن مىباشد .
D Herbelot
در كتاب خود بنام
Bibliotheque Oriental
ذكرى از آنها بميان نميآورد . از قشونكشى تيمور به ايران درمىيابيم كه اين فاتح لرستان براى تنبيه ساكنين لرستان بخاطر غارت كردن كاروانهائيكه به مكه رفت و آمد ميكردند ، به آنجا لشكركشى نموده است .
به نقل قول از « تاريخ تيموريان » اثر
De Guigne
مىپردازيم كه چنين ميگويد :
« در سال 1386 تيمور سپاهيان خود را جمعآورى كرد و بعد از عبور از جيحون به طرف عز الدين پادشاه كشور لر كه با اتباع خود به اموال مسلمانان دستاندازى كرده كاروانى را از مكه ، غارت كرده بود لشكركشى كرد . تيمور با شتاب به طرف لرستان پيش رفت ، و بروجرد و خرمآباد را كه رهزنان بدانجا عقبنشينى كرده بودند متصرف شد .