عليمردان خان يكه و تنها بخاطر نجات مملكت نهايت فداكارى و از خودگذشتگى را نشان داد . او به اندازه كافى غذا براى ساكنين محاصره شده اصفهان كه از قحطى رنج مىكشيدند فراهم كرد ، و در رأس 6000 نفر از حشم لر خود در شرف وارد كردن مواد غذائى به اصفهان بود ، كه برادر كوچكتر او از روى حسادت به وى و افتخارى كه بعد از انجام اين كار به آن خواهد رسيد نقشههايش را خنثى كرد . برادر از غيبت كوتاه عليمردان خان سؤ استفاده كرد و با سربازان لر از روى بىملاحظگى به افغانها حمله برده تارومار شد و 3000 نفر از مردان او كشته شد و بقيه بازگشتند .
در دورهء بعد باز هم زمان تسلط افغان بر ايران مىبينم كه والى لرستان قادر به پايدارى در مقابل پيشرفت تركها كه در قسمتهاى غربى ايران به تهاجم پرداخته بودند نيست . والى براى مدتى با 15000 نفر به خوزستان عقبنشينى كرد در حالى كه احمد پاشا از بغداد وارد لرستان شد و خرمآباد را به تصرف درآورد .
والى لرستان همراه با خانهاى اهواز و شوشتر براى بيرون راندن سپاه تركان از ناحيه خود نواحى بغداد را مورد تهاجم قرار داد و با اين تمهيد جنگى احمد پاشا را مجبور ساخت كه بجاى خود برگردد و لرستان را تخليه كند .
در دورهء زندگى محمد على ميرزا پسر فتحعلى شاه ، كرمانشاه و لرستان زير سلطه او قرار داشتند و چون او مرد فعالى بود نظم و ترتيب در اين ايالات برقرار بود . ولى بعد از مرگ محمد على ميرزا ، لرستان تبديل به يك ايالت ، نافرمان شد و بىنظمى بسيار در آن بوقوع پيوست . حسن خان فيلى نماينده خاندان والى ، وفادارى خود را نسبت به شاه بجا نياورد و براى مدتى نسبتا طولانى چون يك رئيس مستقل عمل نمود . دولت ايران مانند تمام دولتهاى ضعيف بهنگاميكه نميتوانند قدرت خود را تحميل كنند ، با ايجاد دسيسه و پراكندن تخم نفاق در بين اعضاء خاندان والى براى تضعيف او كوشش كرد . بر اثر نامهايكه گفته شده ميرزا بزرگ ، حاكم قبلى لرستان به خط على خان ، پسر بزرگ والى بعنوان برادر كوچكش احمد خان جعل نمود و از او خواست كه بر عليه پدرشان
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 177
مساهمون: سيسيل جان ادموندز
ص١٧٧