بيست فوريه
ساعت شش و ربع حيات غيب را ترك كرده و از رود كشكان گذشتيم و بلافاصله از يك راه پرپيچ و خم با مشكلات زياد به قله كوه باغلو
Baghelu
صعود نموديم . در دامنه اين كوه « دره دلبر » قرار دارد كه پوشيده از چمن است . به نظر ميرسد ايرانيان قدر زيبائى اين نقطه را ميدانند چنان كه آن را « دره دلبر » يعنى رباينده دل نام نهادهاند . رودخانه خرمآباد از وسط اين دره ميگذرد و به رود كشكان كه از جانب شمال شرق با جريان تند از يك گذرگاه تنگ در جريان است ميريزد . در سمت شرق ، انتهاى كوه يافته كه شهر خرمآباد در دامنه آن قرار دارد پيدا است . رنگ اين كوه سياه و داراى پرتگاههاى ژرف است . با نگاهى به پشت سر متوجه شدم كوهى را كه ديروز از آن عبور كرده بودم ، در سمت غرب و در پشت آن محل اردوگاه حاجى كه از نظر پنهان بود قرار داشت .
اين كوه
Kuru - Shurab
نام دارد و تا حدى پوشيده از برف است .
سفيد كوه يا كوه برفى كه دنباله سلسله جبال الوند است از شمال غربى به جنوب شرقى امتداد دارد و « كوه يافته » بين آن و محلى كه من هستم قرار گرفته است .
كمكم از قله كوه پائين آمدم و از ميان يك منطقه ناهموار پوشيده از جنگل گذشته و يك ربع مانده بساعت يازده به « آب تل » رسيدم . مسير اين رودخانه به سمت جنوب - جنوب شرق است و به رود خرمآباد ميريزد .
ساعت يازده در دهكده چينگونى
Chinguni
كه روى يك بلندى قرار دارد و از تعدادى كلبه تشكيل شده رسيديم . نظير اين كلبهها در سراسر اين منطقه جنگلى كه صحراى چينگونى نام دارد پراكنده است .
اهالى چينگونى وضع رقتبارى داشتند و شكايت ميكردند كه به آنها ظلم بيش از حد مىشود . آنها غريب به نظر ميرسيدند ولى من نمىتوانستم بفهمم از كجا آمدهاند ، شايد هم كولى باشند .
پس از نيمساعت توقف به سفر خود ادامه دادم . يك ربع بساعت دوازده از شوراب گذشتيم . آب اين رود نيز به رودخانه خرمآباد