تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
گرفتن درجه‌هاى بالا بيشتر بستگى به اين دارد كه شخص با دربار وابستگى داشته باشد يا نه ، و لياقت شخص نظامى كمتر مورد نظر است و اين رسمى است كه در اينجا رايج است . سپاه ايران اغلب از عشاير تشكيل مىشود و رسم است كه هر طايفه عده‌اى افراد را به خدمت نظام ميفرستد و يكى از رؤساى طايفه فرماندهى آنها را با موافقت شاه به عهده ميگيرد . در نتيجه ، اغلب اتفاق ميافتد كه ، يك بچه كوچك به علت اينكه پدرش رئيس قبيله است فرمانده يك فوج مىشود و اغلب پيش مىآيد كه درجه سرهنگى در خانواده آنها موروثى مىشود . من از حاجى دريافتم كه حاكم لرستان كوچك ، اغلب هنگام تابستان در خرم‌آباد اقامت مينمايد و بعضى مواقع نيز در ارتفاعات زاگروس يعنى همان مناطقى كه ايلات در تابستان دامهاى خود را جهت چرا به آنجا مىبرند اقامت مىكند . در زمستان بدنبال ايلات به گرمسير ، محل زمستانى آنها ميرود و در كوهدشت يا جايدر كه هر دو منطقه بوسيله كوههاى پر درخت احاطه شده و داراى فضاى باز و چمنزارهاى خوب ميباشند اردو مىزند . سياست حكامى كه از طرف شاه به حكومت لرستان برگزيده ميشوند اين است كه مسير ايلات را دنبال كنند ، تا بدين ترتيب بتوانند مواظب رفتار آنها باشند ، در غير اين صورت ، برقرارى نظم در بين چنين مردمى سركش بسيار گران تمام مىشود . توصيه‌نامه معتمد باعث شد كه حاجى ملا احمد يك راهنما و يك اسب تا بروجرد در اختيارم بگذارد . من براى محكم‌كارى قبل از حركت از تهران ، فرمانى از شاه خطاب به حكام و تمام كدخدايان دريافت داشتم ، كه در آن تأكيد شده بود هرجا كه لازم باشد اسب در اختيارم بگذارند . روز بعد يعنى صبح نوزدهم فوريه ساعت هشت و ربع ، در حالى كه باران بشدت ميباريد ، اردوگاه حاجى را ترك نمودم و مسير خود را بجانب شمال شرقى در پيش گرفتم . يك ربع مانده بساعت نه ، از رود ماديان كه سرچشمه آن در دو فرسنگى در شمال قرار دارد گذشتم . اين رود در حدود سه فرسنگ در مسير جنوب شرقى به رودكشكان ميريزد . ساعت نه و ربع از يك كوه كه در قسمت بالا پوشيده از درخت بلوط است در مسير