شرق بالا رفتم . در اين قسمت از كوهدشت طايفه دلفان و آزاد - بختها سكونت دارند . اعضاء اين دو طايفه على اللهىاند ، و على ( ع ) را پرستش مينمايند و معتقد هستند كه على ( ع ) مظهر خداست .
ساعت يازده و ربع از يك كوه ديگر بالا رفتيم و به زودى به بستر رودخانهاى كه داراى تعدادى بيشمار آبشار است رسيديم .
بعد از دو ساعت راهپيمائى بجانب جنوب شرقى پيچيديم و چند جويبار كوچك را پشت سر گذاشتيم ، كه يكى از آنها
Kaliab
است كه از كوهدشت به طرف امامزاده داودرش جريان دارد .
ساعت دو و ربع به حيات غيب وارد شديم ، در اينجا يك امامزاده به همين نام وجود دارد . ساختمان مقبره سنگى است و در كنار آن يك مدرسه مخروبه نيز قرار دارد . دهكده حيات غيب محل سكونت كوليوندها از طايفه سلسله و تعدادى سيد است كه خود را از اعقاب پيغمبر ( ص ) مىدانند بنابراين بعيد به نظر مىرسيد كه بتوانيم از آنها براى خودمان و اسبهايمان چيزى بدست آوريم .
ساختمانهاى اين دهكده از نى و سياه چادرهائى از موى بز ساخته شدهاند . رود كشكان در نزديكى اين دهكده جريان مييابد .
از محل اردوگاه ماديانرود به خرمآباد سه راه وجود دارد .
راه اول در جهت شمال است كه از روى پل كشكان عبور مينمايد .
دومى از حيات غيب كه در آنجا رود كشكان قابل عبور است و راه سوم در جنوب حيات غيب از يك پل طبيعى كه پل كلهرت ناميده مىشود ميگذرد . در فاصله بين پل كلهرت و پل كرو دختر يا پل شاپور ، خرابههاى شهرى ديده مىشود كه لرها آن را شهر لوت مينامند . اين خرابهها در بيابان چول هول واقع است . اين تنها محلى نيست كه ايرانيان آن را لوت مينامند چنان كه صحراى لوت در نزديكى قم به همين نام است . چول هول قطعه زمينى است لم يزرع كه قسمتى از آن پوشيده از درختان بلوط است و در زمستان بطور پراكنده مسكون است ولى در تابستان به علت نداشتن آب خالى از هرگونه سكنه است .