كه ميرها بر خلاف انتظار هيچ بحثى نكردند . ساعت 30 / 7 به دره تنگ گلال مورت كه ريگى و داراى شيب تند بود و رودخانه بزرگى در آن جريان داشت سرازير شديم . بعد از كمى جستجو به صخرهاى برخورد كرديم كه ميتوانست در طول بعدازظهر برايمان سايبان خوبى باشد . كاروان راه را گم كرده بود و ساعت 45 / 10 وارد شد .
به نشانههائى كه روى تپه بود تيراندازى كرديم . بسيارى از ميرها كه مجذوب صداى تيراندازى شده بودند بما پيوستند .
مير حاجى كه فارسى را به خوبى صحبت مىكند دربارهء سفر وزير - مختار ( آقاى م . دوراند ) و گردنهء سخت كيالان به گفتگو پرداخت كه وزير مختار به يكايك افرادى كه در محل به او كمك كرده بودند ده تومان انعام داده و مير حاجى نسبت به مبلغ آن اعتراض نموده بود . شايد هم دروغ ميگفت و ميخواست به من گوشزد كند كه گشاده دست باشم .
هوا بشدت گرم بود با اينكه كوشش كردم بعدازظهر بخوابم ولى موفق نشدم هنگاميكه بدون لباس لرى مشغول نوشيدن چاى بوديم مير رستم و عباس خان پيدا شدند و بعد از كمى مقدمه - چينى براى خود و وابستگانشان كاه و جو تقاضا نمودند . من نپذيرفتم و پافشارى كردم زيرا ميدانستم كوچكترين گذشت چه عواقبى به دنبال خواهد داشت . بعد از اينكه از شستشو بازگشتم ديدم كه مير حاجى و ديگران تمام قالى را اشغال كردهاند . مير حاجى از چشمدرد ميناليد . مقدارى اسيد بوريك برايش درست كردم و به او ياد دادم چگونه در استكان چشمش را بشويد . او هرگز از صحبت كردن دربارهء وزير مختار و خانم خسته نميشد و درست مانند كتاب ليدى دوراندروش حمل يك سگ كوچك را تشريح ميكرد . « من پرسيدم چرا براى يك سگ اينقدر خودتان را به زحمت مياندازيد ؟ » او گفت فلان كس 75 اين سگ از هندوستان است . خيلى سگ است چيز ميداند 76 . نميدانستم مقصودش از چير ميداند چيست اين چيزى است كه او گفت شنيدهام كه در هندوستان سگ را پرستش ميكنند و شايد اين يكى از آنهاست .
اكنون گفتگوى ما دربارهء مبلغى كه ميبايست بابت راهدارى
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 107
مساهمون: سيسيل جان ادموندز
ص١٠٧