حديث كرد ما را محمد بن عيسى بن عبيد از يونس بن عبد الرحمن از ربيع بن مسلم كه گفت شنيدم از حضرت أبو الحسن ( ع ) و از صمد سؤال شده بود كه فرمود صمد آنست كه اندرون ندارد .
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « رضى » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار از محمد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى از على بن اسماعيل از صفوان بن يحيى از ابو ايوب از محمد بن مسلم از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود يهود از رسول خدا ( ص ) سؤال كردند و گفتند كه پروردگارت را از براى مانست ده و نژاد او را بيان كن پس سه روز درنگ نمود كه ايشان را جواب نميفرمود بعد از آن اين سوره تا آخرش نازل شد من به آن حضرت عرض كردم كه صمد چيست فرمود كه آنكه مجوف و ميان تهى نيست .
پدرم رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد مرا محمد بن عيسى از يونس بن عبد الرحمن از حسين بن ابى السرى از جابر بن يزيد گفت كه حضرت باقر ( ع ) را از چيزى از توحيد سؤال كردم فرمود بدرستى كه خدا كه نامهايش كه به آنها خوانده مىشود مبارك و در علو كنهش برترى دارد يكيست كه در توحيد خويش بتوحيد يگانه شده پس آن را بر خلقش جارى ساخته پس او است يگانه و پناه نيازمندان كه بغايت پاك است از هر عيب و وصفى كه به او لايق نباشد و هر چيزى او را مىپرستد و هر چيزى بسوى او قصد مىكند و هر چيزى را فرا گرفته از روى دانش .
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق « رضى » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يعقوب از على بن محمد از سهل بن زياد از محمد بن وليد و لقبش شباب صيرفى است از داود بن قاسم جعفرى كه گفت به حضرت جواد ( ع ) عرض كردم كه فداى تو گردم معنى صمد چيست فرمود سيد و بزرگى كه تمام خلق بسوى او قصد كنند در اندك و بسيار .
حديث كرد ما را ابو نصر احمد بن حسين مروانى گفت كه حديث كرد ما را ابو احمد محمد بن سليمان در فارس گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عبد اللَّه رقاشى گفت
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: اردكانى
ص٨٣