تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
پدرش امام على بن موسى الرضا ( ع ) كه فرمود ابو حنيفه روزى از نزد حضرت صادق ( ع ) بيرون آمد و موسى بن جعفر ( ع ) رو به او آمد ابو حنيفه به آن حضرت گفت كه اى پسر گناه از كيست فرمود كه از سه قسم خالى نيست يا آنست كه از خداى عز و جل مىباشد و از او نيست پس كريم را نسزد كه بندهء خود را عذاب كند به آنچه آن را نميكند و يا آنست كه از خداى عز و جل و از بنده مىباشد و چنين نيست پس شريك قوى را نسزد كه بر شريك ضعيف ظلم كند و يا آنست كه از بنده مىباشد و حال آنكه گناه از اوست پس اگر خدا او را باز خواست كند بگناه او است و اگر از او عفو كند بكرم وجود او است . حديث كرد ما را ابو الحسن على بن احمد بن حرابخت جيرفتى نسابه گفت كه حديث كرد ما را احمد بن سليمان بن حسن گفت كه حديث كرد ما را جعفر بن محمد صائغ گفت كه حديث كرد ما را خالد عرنى گفت كه حديث كرد ما را هيثم گفت كه حديث كرد ما را ابو سفيان مولاى مزينه از كسى كه حديث كرد از سلمان فارسى رحمة اللَّه ، كه مردى بنزد وى آمد و گفت كه يا ابا عبد اللَّه ، من در شب قوت بر نماز ندارم فرمود كه در روز خدا را نافرمانى مكن و مردى به خدمت امير المؤمنين ( ع ) آمد و عرض كرد كه يا امير المؤمنين ( ع ) من در شب از نماز محروم شده‌ام امير المؤمنين ( ع ) به او فرمود كه تو مردى هستى كه گناهانت تو را مقيد ساخته .

باب ششم در بيان آنكه خداى عز و جل جسم و صورت هيچ يك نيست .

حديث كرد ما را حمزة بن محمد علوى رحمه اللَّه گفت كه خبر داد ما را على بن ابراهيم بنى هاشم از محمد بن عيسى از يونس بن عبد الرحمن از محمد بن حكيم كه گفت قول هشام جواليقى را از براى حضرت كاظم ( ع ) وصف كردم و آنچه ميگويد در جوان مستوى الخلقه چنان كه مذكور خواهد شد و قول هشام بن حكم را نيز از برايش وصف كردم فرمود كه خداى عز و جل چيزى به او شباهت ندارد .
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 86 | اردكانى / الشيخ الصدوق