كه حديث كرد ما را جعفر بن سليمان از يزيد رشك از مطرف بن عبد اللَّه از عمران بن حصين كه پيغمبر ( ص ) لشكرى را به جائى فرستاد و على ( ع ) را بر ايشان سردار كرد و چون برگشتند از ايشان احوال پرسيد عرض كردند كه همه خوبى را بجا آورد غير از آنكه در هر نمازى با ما سورهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
را خواند پيغمبر ( ص ) فرمود كه يا على چرا چنين كردى عرض كرد كه به جهت آنكه سورهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
را دوست ميدارم پيغمبر ( ص ) فرمود كه آن را دوست نداشتهء تا آنكه خداى عز و جل ترا دوست داشته .
حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار گفت كه حديث كرد ما را محمد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى از احمد بن هلال از عيسى بن عبد اللَّه از پدرش از جدش كه گفت رسول خدا ( ص ) فرمود كه هر كه سورهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
را بخواند در هنگامى كه خوابگاه خود را فرا ميگيرد خداى عز و جل گناه پنجاه ساله را از برايش بيامرزد .
حديث كرد ما را پدرم « رضى » گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه از ابراهيم بن هاشم از حسين بن يزيد نوفلى از اسماعيل بن ابى زياد سكونى از حضرت جعفر بن محمد از پدرش عليهما السلام كه پيغمبر ( ص ) بر سعد بن معاذ نماز كرد و فرمود كه از فرشتگان به قدر هفتاد هزار فرشته به جهت نماز بر او آمدند و جبرئيل ( ع ) در ميان ايشان بود كه بر او نماز ميكردند من گفتم كه اى جبرئيل بچه چيز استحقاق نماز شما را بر او بهمرسانيد گفت به خواندن سورهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
در حالى كه ايستاده و نشسته و سواره و پياده و رونده و آينده بود .
حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « رضى » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از احمد بن محمد بن عيسى از على بن سيف بن عميره از محمد بن عبيد كه گفت بر امام رضا ( ع ) داخل شدم حضرت به من فرمود كه بعباسى بگو تا از سخن گفتن در توحيد و غير آن باز ايستد و با مردم به آنچه مىشناسند سخن گويد و از آنچه انكار مىنمايند و نمىدانند باز ايستد و چون ترا از توحيد سؤال كنند بگو چنان كه خداى عز و جل فرموده كه
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ